1-9-3 تاریخچه مهاجرت نخبگان در ایران51
2-9-3 منشا اجتماعی و طبقاتی نخبگان62
3-9-3 هزینه مهاجرت نخبگان از کشور63
4-9-3 نقش نخبگان در توسعه ایران65
5-9-3 علل مهاجرت نخبگان از ایران66
6-9-3 نقش دانشگاه در کاهش مهاجرت نخبگان78
10-3 نتیجه گیری80
فصل چهارم:مهاجرت نخبگان و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
1-4 فرار مغزها و نارسایی در بهره گیری از مزیت عقب ماندگی83
2-4 فرار مغزها و فرآیند تخریب خلاق84
3-8 فرار مغزها و رکود تحقیق و توسعه85
4-4 فرار مغزها و نارسایی در انباشت سرمایه انسانی86
5-4 فرار مغزها و سواری مجانی گرفتن از کشورهای کمتر توسعه یافته87
6-4 پیامدهای اقتصادی مهاجرت نخبگان89
7-4 فرار مغزها و کاهش رفاه مالیات دهندگان 95
8-4 تهدیدهای سیاسی – فرهنگی96
9-4 سایر ابعاد تاثیر مهاجرت نخبگان بر امنیت ملی ایران99
10-4 سیاست های جمهوری اسلامی ایران در جهت کاهش اثرات امنیتی مهاجرت نخبگان102
نتیجه گیری 105
فهرست منابع113
چکیده
مهاجرت نخبگان در تاریخ معاصر ایران یک پدیده قابل توجه است؛ به طوری که در دوران جمهوری اسلامی ایران همواره سیر صعودی داشته و برای سیستم سیاسی حاکم بر جامعه ایران چالش های مختلفی ایجاد نموده است. نوشتار حاضر به دنبال پاسخ دو سوال اساسی است:1-مهاجرت نخبگان چه تاثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟2- مهم ترین عامل مهاجرت نخبگان از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته چیست؟در پاسخ به سوالات فوق دو فرضیه محوری مطرح شد:1-مهاجرت نخبگان می تواند زمینه ساز تضعیف امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شود.2-ترکیب عوامل فشار در کشورهای توسعه نیافته با عوامل کشش در کشورهای توسعه یافته و پدیده جهانی شدن و فروریختن مرزها مهم ترین عامل مهاجرت نخبگان است. با توجه به این که تحقیق حاضر یک تحقیق کیفی است لذا روشی که با استفاده از آن بتوان فرضیه مذکور را آزمایش نمود توصیفی-تحلیلی است.
کلمات کلیدی: مهاجرت، نخبگان، امنیت، امنیت ملی، مهاجرت نخبگان، جمهوری اسلامی

فصل اول :
کلیات تحقیق
1-1 بیان مسأله
پدیده مهاجرت و ترک سرزمین به‌صورت فردی یا گروهی همواره یکی از صورت‌های بنیادین اجتماعات بشری بوده که ریشه آن را باید در روح جستجوگر، ذهن پرسش‌گر و طبع ناراضی و کنجکاو انسان دانست. اگرچه در بسیاری مواقع مهاجرت‌ها ارادی و خودخواسته نبوده و ضرورت‌های اقلیمی، سیاسی، اجتماعی و یا اقتصادی افراد را مجبور به گریز از مکان خود نموده است، اما حتی در این موارد نیز یافتن شرایط بهتر و امید به ارتقای شرایط زیست، محرک انسان‌ها برای ترک سرزمین یا وطن خویش بوده است.
تاریخ زندگی اجتماعی ایرانیان نیز نشان از مهاجرت‌های دسته‌جمعی، گروهی یا فردی دارد. از این رو چه از منظر ورود مهاجران به ایران و چه از وجه مهاجرت‌کنندگان، تغییر و تحولاتی را در ساختار اجتماعی ایران به وجود آورده است. اما یکی از مهم‌‌ترین جلوه‌های مهاجرت که به‌ویژه در سده اخیر در ایران و جهان نمایان شده و مسائل و دشواری‌های مهاجرت را دو چندان کرده است، مهاجرت نخبگان و به اصطلاح فرار مغزهاست.
فرار مغز ها از ایران سابقه ای بیش از 40 سال دارد و به دوران پیش از انقلاب باز می گردد .اما اکنون میزان فرار مغز ها از ایران به جایی رسیده است که ایران را جزو سه کشور دارای بالا ترین میزان فرار مغز ها در جهان در آورده است. از هر 125 دانش آموز المپیادی ایران 90 نفر در دانشگاههای آمریکا تحصیل می کنند. از هر 96 دانشجوی اعزامی به خارج ، تنها 30 نفر به ایران باز می گردند. حدود 2 میلیون و 500 هزار ایرانی در خارج از کشور زندگی می کنند که 60 درصد آنها مقیم آمریکا هستند. همچنین 2000 نفر از استادان دانشگاه در امریکا ایرانی هستند و 5 هزار ایرانی در امریکا مدرک دکترا دارند. بر اساس آمارها، با سوادترین اقلیت ها در جامعه آمریکا ایرانیانند(ایروانی 1389، 63).
هر چند طی سالهای گذشته اقداماتی در جهت جلوگیری از مهاجرت نخبگان صورت گرفته ولی با این حال باید گفت که این اقدامات در حدی نیست که بتواند جواب گوی نخبگان و تامین کننده خواست ها و تقاضاهای آنان باشد . مهاجرت نخبگان در ابعاد مختلف روند توسعه و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را تضعیف می کند. این مهم باعث می شود تا کشور از شمار زیادی از بهترین سرمایه های خود محروم شود تا آن جا که تدریجاً برای اداره امور روزمره و مدیریت دولت و نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود نیز همچون دانشگاه ها و مراکز پژوهشی، دچار فقر و نا به سامانی و بحران خواهد شد. از سوی دیگر، مهاجرت نخبگان، زمینه ساز به هدر رفتن هزینه هایی است که صرف آموزش و تربیت نیروهای متخصص شده است و با خارج شدن آن ها، تمام این هزینه های هنگفت را با خود به کشور مقصد می برند. زمانی که کشور از وجود نخبگان بی بهره و یا کم بهره باشد، کشور در مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … با بحران مواجه می شود. نتیجه این امر، تضعیف امنیت ملی در ابعاد مختلف است.
با توجه به اهمیت نقش نخبگان در تقویت امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، پژوهش حاضر به دنبال بررسی شناخت زوایای مختلف تاثیر مهاجرت نخبگان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است چون سرمایه انسانی و متخصص عامل اصلی پیشرفت هر جامعه است، مهاجرت نخبگان می تواند زمینه ساز تضعیف امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می شود و روند توسعه را در ابعاد مختلف با چالش مواجه می سازد.
2-1 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
نیروی انسانی و در راس آن نخبگان یکی از اساسی ترین شاخص های توسعه یافتگی کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. عامل نیروی انسانی متخصص و ماهر است که باعث پیشرفت سازمان ها یا کشورها و بهره وری بهینه از امکانات و منابع کشورها می شود زیرا نیروی مدیر و مدبر است که می تواند منابع دیگر (از قبیل منابع معدنی و زیرزمینی، منابع مالی، سرمایه ای و پولی، تجهیزات و ماشین آلات و ابزار تولید و اطلاعات) را به کار گیرد. با توجه به این که کشور ایران در شرایط حساس داخلی،منطقه ای و جهانی قرار گرفته است اگر نتواند زمینه های ماندن و استفاده از دانش نخبگان به عنوان مهم ترین بازوی توسعه را فراهم کند نمی تواند از گذرگاه پیچیده توسعه عبور کند. با توجه به این که امنیت بستر اصلی توسعه است لذا مهاجرت نخبگان و تأثیر آن بر امنیت ملی کشور به قدری واجد اهمیت است که انجام پژوهش و تحقیقات مختلف در این راستا می تواند واجد اهمیت و ضرورت فوری باشد.لذا انجام پژوهش حاضر از درجه اهمیت فراوانی برخوردار است.با توجه به شرایط خاص و تاریخی که کشور ما در آن قرار گرفته است پردازش نتایج این پژوهش و استفاده مسئولین ذی ربط از یافته های این پژوهش ضرورت انجام آن را در شرایط کنونی دو چندان می کند.
3-1 مرور ادبیات و سوابق مربوطه
ابوالفضل شاه آبادی و رقیه پوران(1389) کتابی تحت عنوان بررسی رابطه مهاجرت مغزها با متغیرهای اقتصادی کلان ایران نگاشته اند. با استفاده از آمار مهاجرت مغزها از ایران به کشورهای گروه هفت، این نوشتار به بررسی نظری و تحلیلی آثار مهاجرت مغزها بر متغیرهای کلان اقتصاد ایران طی دوره ۱۳۸۶ ـ ۱۳۴۲ ه.ش پرداخته است. نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهد که مطابق ادبیات جدید مهاجرت مغزها، این پدیده از طریق سرمایه انسانی، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تجارت و وجوه ارسالی نیروی کار می‌تواند بر اقتصاد ایران اثرگذار باشد. عدم شکل‌گیری صحیح بازار تحقیق و توسعه و سرمایه انسانی در ایران منشا ایجاد شرایط دافعه مغز و اثر منفی مهاجرت مغزها است.

بهرام اخوان کاظمی(1383) در مقاله تحت عنوان نگاهی به پدیده مهاجرت متخصصان و نخبگان علمی معتقد است که از مهاجرت نخبگان علمی با تعابیر گوناگونی مانند فرار مغزها، صدور مغزها، مهاجرت اجباری نخبگان و به تعبیر یونسکو مهاجرت صلاحیت ها نام می برند. در صدر کشورهای مواجه با این پدیده است ایران است که نوشتار حاضر به بررسی علل این پدیده در این کشور بویژه پس از انقلاب اسلامی پرداخته و در این راستا شش سرفصل شامل مهاجرت نخبگان، پدیده‌ای جهانی، دوره های مهاجرت نخبگان از ایران، قشر شناسی علمی نخبگان مهاجر، مقصد شناسی نخبگان ایرانی، ارزیابی پیامدهای اقتصادی و منفی و مثبت این جریان و عوامل موثر در مهاجرت نخبگان گشوده است.
مرتضی حسنی نژاد(1381) نیز در مقاله ای تحت عنوان ابعاد فرار مغزها در جهان و ایران می نویسد مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها که بیشتر از کشورهای در حال رشد به کشورهای توسعه‌یافته صورت می‌گیرد، به دلیل کاهش سرمایه انسانی یک جامعه می‌تواند به شدت توانایی‌های بالقوه اقتصادی را کاهش دهد. مهم‌ترین اثرات اقتصادی فرار مغزها را می‌توان کاهش رشد اقتصادی، بیکاری، تورم، کسری تراز پرداخت‌ها و به طور کلی کاهش رفاه افرادی که در کشور می‌مانند، برشمرد. نوشتار حاضر با هدف شناخت بهتر ابعاد فرار مغزها تهیه و تنظیم شده است.
محمود سریع القلم(1380) نیز در مقاله خود تحت عنوان تاملی آسیب‌شناسانه در مسئله فرار مغزها معتقد است که موضوع فرار مغزها در واقع تقابل دو نوع پارادایم فکری در روابط میان قشر تحصیل کرده و نهادهای تصمیم گیرنده در کشور است. نویسنده با ذکر این مطلب ، علم و عالم را پدیده‌هایی تزئینی در کشور ما ارزیابی کرد و شکاف علم و عمل را از عوامل تاثیرگذار بر تشدید فرار مغزها دانست.
رضا خلیلی(1379)در مقاله ای تحت عنوان مهاجرت نخبگان در عصر اطلاعات بازاندیشی در فرصت‌ها، تهدیدها و راهکارها معتقد است که مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها مسئله تاریخی است اما عمدتا از اوایل دهه ۱۹۶۰ به‌عنوان یک پدیده اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. واژه فرار مغزها بیانگر موجی جدید از نقل و انتقال متخصصان در سطح بین‌المللی است. اهمیت نیروی انسانی هنگامی آشکار می‌گردد که بدانیم بر اساس مطالعات بانک جهانی رشد و توسعه کشورها بیشتر به عوامل انسانی مربوط بوده است تا عوامل طبیعی و سرمایه‌های فیزیکی. در این میان پدیده مهاجرت نخبگان ایرانی به‌خصوص در سال‌های اخیر مورد توجه و اقبال قرار گرفته است. نویسنده همچنین در مقاله خود می نویسد آمارها نشان می‌دهد که به اندازه متخصصان هر رشته در داخل کشور یا حتی به روایتی دو برابر این تعداد، متخصص ایرانی در خارج از کشور وجود دارد.
4-1 جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
بحث مهاجرت از جمله موضوعاتی است که چرایی، علل و تاثیرات آن همواره مورد توجه نویسندگان و اندیشمندان مختلف بوده است. در این زمینه کتب و مقالات بسیاری نوشته شده که هر کدام از زوایایی خاص به بررسی مساله پرداخته اند. مهاجرت نخبگان، زمینه ساز کمرنگ شدن نقش نیروی انسانی متخصص می شود و همچنین استفاده از ظرفیت ها و امکانات بالقوه و بالفعل کشور را با اختلال مواجه می سازدو نتیجه این امر، تضعیف روند پیشرفت و توسعه و همچنین امنیت ملی خواهد بود. چنانچه کشوری در بعد امنیت ملی تضعیف شود، در راه دستیابی به اهداف و منافع ملی خود با دشواری مواجه می شود. با توجه به این مسائل، جنبه جدید و نوآوری این تحقیق نیز در این است که سعی دارد تاثیر مهاجرت نخبگان را بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار دهد.
5-1 اهداف تحقیق :
بررسی تاثیر مهاجرت نخبگان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
شناخت مهم ترین عوامل زمینه ساز مهاجرت نخبگان در ایران
6-1 سوال اصلی
مهاجرت نخبگان چه تاثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟
7-1 فرضیه اصلی:
مهاجرت نخبگان می تواند زمینه ساز تضعیف امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شود.
8-1سوال فرعی
مهم ترین عامل مهاجرت نخبگان از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته چیست؟

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

9-1 فرضیه فرعی
ترکیب عوامل فشار در کشورهای توسعه نیافته با عوامل کشش در کشورهای توسعه یافته و پدیده جهانی شدن و فروریختن مرزها مهم ترین عامل مهاجرت نخبگان است.
8-1 تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی)
مفاهیم کلیدی این پژوهش عبارتند از :
-مهاجرت
مهاجرت واژه ای است که برای انواع حرکات جمعیتی بین قلمروها که منجر به تغییر دائم با نیمه دائم مکان سکونت شود. واژه مهاجرت در فرهنگ فارسی معین به معنی از موطن خود بجایی دیگر انتقال کردن، آمده است. همچنین در لغت نامه دهخدا به معنی ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن می باشد. مهاجرت به معنی اعم کلمه عبارت است از ترک سرزمین اصلی و ساکن شدن در سرزمین دیگر به طور دائم و یا موقت. ولی به معنی اخص کلمه که مهم ترین نوع تحرک جمعیت می باشد عبارتست از جابجایی دسته جمعی یا انفرادی انسان ها به طور دائم بدون قصد بازگشت به مبدأ. مهاجرت نخبگان عبارت است از روند عزیمت افراد متخصص و آموزش دیده از یک کشور یا بخش اقتصادی به کشور یا بخش دیگر که غالباً به منظور حقوق و مزایای بهتر یا شرایط بهتر زندگی صورت می گیرد(الهیاری 1390، 14).
-مهاجرت نخبگان1
پدیده مهاجرت متخصصان را در نوشته‌های مربوط به مهاجرت با اصطلاحاتی چون «مهاجرت صلاحیت‌ها»، «مهاجرت مغزها»، «مهاجرت نخبگان»، «مبادله مغزها»، «شکار مغزها» و… توصیف می‌کنند. هر یک از اصطلاحات مذکور را که برای این پدیده در نظر بگیریم، از یک سو مفهوم مهاجرت به معنی تغییر محلی اقامت، ضمن عبور از مرزهای سیاسی برای مدتی بیش از یک سال و از سوی دیگر حالت اجبار را در خود نهفته دارد و شاید به همین دلیل، اغلب از اصطلاح «فرار مغزها2» برای توصیف این وضعیت استفاده می‌شود. این اصطلاح علاوه بر اشاره به مهاجرت نخبگان و متخصصان، تداعی‌گر نوعی اجبار در مهاجرت این قشر می‌باشد، زیرا در معادل انگلیسی آن به معنی خشک شدن زمین می‌باشد و نشانه حالتی از جبر طبیعی است که مهاجرت را برای بقا و زندگی ناگزیر می‌سازد. لازم به توضیح است که در مورد تعریف مغز و اینکه چه افرادی و با چه تخصص‌هایی مغز به حساب می‌آیند، بین اندیشمندان اختلاف نظر وجود دارد. به نظر مویسه3، مغزها عبارتند از: اعضای آموزش عالی و اشخاصی که در سطوح بالای تخصصی و علمی می‌باشند. گرچه در تعاریف مطرح شده اختلافاتی مشاهده می‌شود، اما به طور کلی می‌توان یک وجه مشترک در آنها یافت و آن این که همگی صاحب‌نظران در تعریف خود بر مقوله افراد تحصیل‌کرده دانشگاهی تأکید دارند و در یک تعریف کلی از مغزها می‌توان گفت: مغزها، تمام افراد دارای تحصیلات عالیه و همچنین متخصصان برجسته می‌باشند (احمدی 1390، 44-43).
با توجه به تغییر و تحولی که در کاربرد واژه نخبه به وجود آمده است، امروز این واژه در ستون جامع‌شناسی و علوم سیاسی بیشتر جمع- نخبگان- برای توصیف افراد برگزیده‌ای که به دلیل توانایی‌های سیاسی یا اقتصادی، موقعیت اجتماعی، ویژگی‌های فرهنگی یا خصوصیات و استعدادهای ذاتی از دیگران متمایز شده‌اند به کار می‌رود. گی روشه4 در کتاب تغییرات اجتماعی می‌نویسد: «نخبگان اشخاص و گروه‌هایی هستند که در نتیجه‌ی قدرتی که به دست می‌آورند و تأثیری که بر جای می‌گذارند، یا به وسیله‌ی تصمیماتی که اتخاذ می‌نمایند و یا با توجه به ایده‌ها و احساسات و یا هیجاناتی که به وجود می‌آورند، در کنش تاریخی جامعه مؤثر واقع می‌شوند.» معمولاً تعداد این افراد اندک است و جمع آنها گروه کوچکی از جمع کثیر افراد جامعه را تشکیل می‌دهد، از اینرو از دید برخی از محققان، اساساً نخبگان به عنوان گروه اقلیت در جامعه شناخته می‌شوند و اصطلاح نخبگان به گروه کوچک وابسته‌ای اطلاق می‌شود که از توانایی‌ها و امکانات برتری برخوردارند.(قاسمی 1383، 161).
تعریف سازمان ملل از فرار مغزها چنین است: حرکت یک‌طرفه افراد بسیار متخصص از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه‌یافته که فقط به سود کشورهای صنعتی منجر می‌شود. واژه فرار مغزها علاوه بر اشاره به مهاجرت نخبگان و متخصصان، تداعی‌گر نوعی اجبار در مهاجرت این قشر نیز است، زیرا نشانه حالتی از جبر است که مهاجرت را برای بقا و زندگی (استمرار حیات علمی و تخصصی) ناگزیر می‌سازد. از جمله واژگان نزدیک به فرار مغزها می‌توان به از دست دادن مغزها، کوچ مغزها، تحرک یا جابجایی مغزها، چرخش مغزها، انتشار مغزها، سرریز مغزها، مهاجرت نخبگان، مهاجرت نیروی انسانی خیلی متخصص، مهاجرت نیروی کار/ سرمایه انسانی/ کارکنان متخصص و شکار مغزها اشاره کرد. هر یک از این عناوین نشان‌دهنده نحوه نگاه [مثبت یا منفی و سازنده یا مخرب] به این پدیده است.(فرتوک زاده و اشراقی 1387، 141).
فرار مغزها در واقع، فرار سرمایه‌های انسانی است؛ سرمایه‌هایی که با صرف هزینه‌ی گزاف به دست می‌آید و عبارتند از: علم، تخصص، تجربه، توان، سلامتی، قابلیت‌ها و در نهایت، انضباط که به وسیله‌ی آموزش و بهداشت در نیروی کار ذخیره می‌شود و موجب افزایش بهره‌وری آن در تولید می‌شود. بنابراین، منابع انسانی مانند دانشمندان، مهندسان، متخصصان، نیروی کارا و منابع سازمانی و نهادی به عنوان سرمایه‌های انسانی تلقی می‌شوند و فرار این نیروها به آن معناست که جامعه از علم، تخصص و مهارت‌های فنی آنان محروم می‌ماند، ولی این نیروها به دلایل گوناگون، مهاجرت دایمی یا نیمه‌دایمی را به کشورهای دیگر ترجیح می‌دهند.(فولادی 1381، 84).
به طور کلی، افراد بسیاری مفهوم فرار مغزها را تقریباً به گونه یکسانی به کار برده‌اند، بدین ترتیب این مفهوم بر کلیه مهاجرت‌های افرادی که در سطح عالی آموزش قرار دارند دلالت می‌کند، اما این اصطلاح حاصل برخی معانی احساساتی و تحقیرآمیز نیز هست که ضرورت دارد به دقت توصیف شود. بنابراین می‌توان مهاجرت متخصصان و نخبگان را به جای فرار مغزها به کار برد. به طور کلی پدیده مهاجرت نخبگان علمی (فرار مغزها) مقوله‌ای از مهاجرت است. چون مغزها به واسطه عدم تعادل اقتصادی- اجتماعی میان مناطق مختلف از یک جامعه به جامعه دیگر انتقال می‌یابند و این در چهارچوب تعریف کلی مهاجرت قرار می‌گیرد. منطق حاکم بر پدیده مهاجرت و فرار مغزها یکی است، یعنی رها کردن شرایط نامطلوب و تلاش برای رسیدن به شرایط مطلوب از دید فرد مهاجر. تفاوتی که مهاجرت در دنیای امروز با دنیای گذشته دارد، آن است که در روزگار گذشته، شرایط مطلوب عمدتاً متخیل بود و کمتر اطلاعات ردوبدل می‌شد و مهاجر بیشتر به دلیل شرایط نامطلوب موجود اقدام به مهاجرت می‌کرد. ولی دنیای امروز، دنیای اطلاعات است و افراد عمدتاً بر اساس دانسته‌های خویش و مقایسه دقیق عمل می‌کنند. فرار مغزها از این نظر از مهاجرت‌های عام نیز آگاهانه‌تر و بستر آن آماده‌تر است، چرا که عمده مغزهایی که کشور خویش را ترک می‌کنند در یک دوره در کشور مقصد زندگی کرده و شرایط هر دو کشور را به خوبی می‌شناسند.
برخی از محققان نیز با توجه به تحولات بوروکراتیک و حاکم شدن بوروکراسی و دیوان‌سالاری بر جوامع مدرن کسانی را که با کسب مهارت‌های لازم امکان به دست آوردن پست‌های مدیریتی را در جوامع بوروکراتیک می‌یابند، به عنوان گروه نخبگان می‌شناسند؛ چینر برنهام5 از این گروه است. وی در کتابی با عنوان «انقلاب مدیریتی» تأکید دارد که بوروکراسی‌های امروزی قدرت اصلی در دست مدیران است. کسانی هم که به پست‌های مدیریتی دست می‌یابند، بوروکرات‌ها، تکنوکرات‌ها و محققان هستند که با توجه به تخصص خود امکان اداره نظام‌های بوروکراتیک را دارند. بنابراین این افراد هستند که گروه نخبگان را تشکیل می‌دهند و قدرت را به دست می‌گیرند.(قاسمی 1383، 162).
پدیده مهاجرت نخبگان عبارت است از مهاجرت افراد تحصیل‌کرده و کارگران ماهر از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند، همچنین باید به این نکته اشاره نمود که اصطلاح گردش نخبگان زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که نیروهای متخصص و یا نخبه یک کشور به کشور دیگری عزیمت کرده و در آن کشور اقامت می‌گزیند. بر اساس دو ملاک اقتدار و نفوذ، می‌توان نخبگان را به شش دسته تقسیم کرد: نخبگان سنتی و مذهبی، نخبگان تکنوکراتیک، نخبگان سمبولیک، البته هر یک از نخبگان مذکور، ممکن است به تناسب نظام اجتماعی در جوامع خاصی مطرح شوند. نکته قابل توجه دیگر تفاوتی است که می‌توان بین مهاجرت متخصصان، روشن فکران و نخبگان قائل شد. مهاجرت سه گروه فوق‌الذکر از همه انواع مهاجرت‌ها مهم‌تر است. منظور از متخصصان و تحصیل‌کرده‌ها افرادی بودند که تحصیلات دانشگاهی و مشاغل علمی را به دست آورده بودند که بعدها اصطلاح در “طبقه متوسط جدید” به این گروه اطلاق شد که شامل افراد شاغل علمی فنی و مدیریت‌های سطح بالا و اقشار پایین‌تر مرکب از شاغلان حرفه‌های عادی‌تر دفتری و اجرایی می‌شد. در حالی که روشن فکران را معمولاً متشکل از گروه‌های بسیار کوچک‌تری از افرادی می‌دانند که در آفرینش، انتقال و نقادی محصولات فرهنگی و اندیشه‌ها نقش مستقیمی دارند. بنابراین به نظر می‌رسد روشن فکران را تقریباً در همه جوامع می‌توان یافت.(صادقی و افقی 1384، 25-24).
– امنیت ملی6:
مفهوم امنیت ملی دارای وجوه چندگانه می‏باشد. به همین خاطر تعاریف گوناگونی از آن داده شده است. مقوله کلی امنیت را می‏توان به احساس آزادی و رهایی از ترس یا “احساس ایمنی” که ناظر بر امنیت مادی و روانی است اطلاق کرد که در آن صورت موجب استقلال رأی یک ملت و دولت گشته و توانایی مقابله با دخالت بیگانگان و نیروهای خارجی را در امور داخلی خواهد داشت.
‏ مبدأ تاریخ امنیت ملی به طور طبیعی با زایش دولت در قرن هفدهم میلادی است و علاقه‌ای که این موجود- دولت ملی- بر بقای ملی داشت، می‌داند». (مهری 1381، 3).
در یک تعریف کلی امنیت ملی یعنی دستیابی به شرایطی که به یک کشور امکان می‌دهد از تهدیدهای بالقوه و بالفعل خارجی و نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانه در امان باشد و در راه پیشبرد امر توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی و تأمین وحدت و موجودیت کشور و رفاه عامه فارغ از مداخله بیگانه گام بردارد (روشندل 1374، 14-13).
با بررسی تعریفی که از امنیت ملی وجود دارد می توان گفت:دو نوع رهیافت از امنیت ملی وجود دارد. الف) رهیافت سنتی، ب) رهیافت جدید
ا) تعریف سنتی و کلاسیک امنیت ملی؛ این رهیافت از منظری تک بعدی امنیت ملی را مطالعه تهدید، استفاده و کنترل نیروی نظامی می‏داند که در این صورت عواقب و راههای برخورد با جنگ و مطالعه این که چگونه حکومت های ملی از نیروهای نظامی به صورتی موثر برای رویارویی با تهدیدات نظامی خارجی استفاده نمایند می‏باشد. ‏
آرنولد ولفرز7 در تحلیل کلاسیک خود از مفهوم امنیت ملی می‏گوید که امنیت ملی مشتق از ایده منافع ملی است و در اصل نشان‏دهنده تغییر توجه از رفاه به امنیت در حوزه منافع ملی است وی می‏گوید: “یک ملت تا به آن حد دارای امنیت است که اگر بخواهد از جنگ اجتناب کند، این خواست به قیمت پایمال کردن ارزش‏های بنیادینش تمام نشود و اگر درگیر جنگی شود بتواند با پیروزی در آن جنگ ارزش های مذکور را حفظ کند”. (بصیری 1380، 166)‏
از این دیدگاه با تعبیری سخت‏افزاری از امنیت ملی، اولاً تهدیدات خارجی را با درجه اهمیت و اولویت بیشتری نسبت به تهدیدات داخلی می‏بینند. ثانیاً، نظام بین‏المللی در این دیدگاه نسبت به محیط داخلی قدرت بیشتری بر امنیت کشور داراست. ثالثاً این رهیافت با دیدی تقلیل‏گرا و جزئی‏نگر، امنیت را در چارچوب مرزهای ملی تعریف می‏نماید.
تعریف جدید امنیت ملی؛ این رهیافت با لحاظ کردن تغییر و تحولات ایجاد شده در محیط داخلی و بین‏المللی و چالش‏های ناشی از جهانی شدن، محلی شدن و بین‏المللی شدن مسائلی نظیر ایدز، مواد مخدر، محیط زیست، رکود اقتصادی، ظهور بمب اتم، و… مفهوم امنیت ملی را جرح و تعدیل کرده و آن را اساساً از جنبه نرم‏افزاری بررسی می‏نماید. درنتیجه آن امنیت‌ملی علاوه بر بررسی تهدید، استفاده و کنترل نیروی نظامی شامل اولویت بخشی به تهدیدات محیطی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که برخی از این تهدیدات، نه تنها برخلاف گذشته، شکل و ماهیت ابهام‏آمیزی پیدا می‏کنند، بلکه در شرایط ظهور وابستگی متقابل، ارتباط و نزدیکی روزافزون کشورها با یکدیگر، تهدیدات امنیتی شکل و ماهیت جهانی پیدا می‏کنند. درنتیجه مطابق این رهیافت، اولاً تهدیدات نظامی اولویت و اهمیت خود را از دست می‏دهند، ثانیاً تأثیر محیط داخلی نسبت به محیط بین‏المللی اگر نگوییم بیشتر می‏گردد حداقل هم تراز می‏گردد. ثالثاً این رهیافت از منظری کلی‏نگر و جامع‏نگر، عرصه و قلمرو را مدنظر قرار داده به نحوی که تهدیدات هم در قالب داخلی و هم در قالب بین‏المللی مطرح می‏گردند. (حسین زاده 1393)‏
9-1 شرح کامل روش تحقیق
بنیادی و نظری است. این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایى یا پایه‌اى خوانده مى‌شود، در جستجوى کشف حقایق و واقعیت‌ها و شناخت پدیده‌ها و اشیاء بوده که مرزهاى دانش عمومى بشر را توسعه مى‌دهند و قوانین علمى را کشف نموده، به تبیین ویژگى‌ها و صفات یک واقعیت مى‌پردازند. دراین تحقیقات ممکن است نظریه‌اى انشاء شود یا اصول، فرضیه‌ها یا قضایاى نظریه‌اى مورد آزمایش قرار گیرد. در این راستا، هدف افزایش دانش در مورد موضوع مورد مطالعه است.
10-1 بررسی و اندازه گیری متغیرها
متغیر مستقل(X): مهاجرت نخبگان
متغیر وابسته(Y): امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
11-1 روش و ابزار گردآوری داده‏ها
با توجه به این که تحقیق حاضر یک تحقیق کیفی است لذا از روش توصیفی-تحلیلی استفاده خواهد شد. جمع آوری اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق به روش کتابخانه ای و ابزار گردآوری داده ها فیش برداری است.
12-1 روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها
این پژوهش سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی براساس نظریات مهاجرت نخبگان به بررسی عقلانی و منطقی موضوع بپردازد.
13-1 سازماندهی تحقیق
تحقیق حاضر در 4 فصل نوشته شده است. در فصل اول، کلیات تحقیق بررسی می شود. در فصل دوم، چارچوب نظری تحقیق تشریح شده است. در فصل سوم، مهاجرت نخبگان در ایران مورد بررسی قرار می گیرد. در فصل چهارم، تاثیر مهاجرت نخبگان بر امنیت ملی ایران بررسی می شود. در انتها نیز به نتیجه گیری پرداخته می شود.

فصل دوم:
چارچوب های مفهومی و نظری تحقیق
1-2 مقدمه
نیروی انسانی به ویژه نیروی متخصص، در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه نقش اساسی ایفا می کند. در تقسیم بندی بانک جهانی نیز یکی از منابع ثروت کشورها، منابع انسانی، به ویژه متخصصین هر کشور ذکر شده است. سرمایه انسانی از ابزارهای مهم توسعه است و توسعه نیز منوط به حفظ سرمایه انسانی است. به عبارت دیگر، سرمایه های انسانی یا همان نیروهای متخصص و ماهر، هم ابزار هستند و هم هدف توسعه. امروزه نیروی ذهنی، مغزی، تفکر ومدیریت جامعه یک ثروت محسوب می شود ومهاجرت اندیشمندان و روشن فکران می تواند موازنه علمی یک سرزمین را با چالش جدی مواجه کند. موضوع مهاجرت نخبگان پدیده ای است که از دیرباز تاکنون به گونه های مختلف و چشمگیری در نظریات مختلف مورد بحث و بررسی جدی قرار گرفته است. این نظریه ها هر کدام از دید خود به بحث چرایی و چگونگی مهاجرت نخبگان پرداخته اند.
با توجه به این مهم که پژوهش حاضر به دنبال تأثیر مهاجرت نخبگان بر امنیت ملی جمهوری اسلامی است لذا در این بخش ضمن بررسی نظریه ها و الگوهایی که می تواند پدیده مهاجرت نخبگان را تشریح کند به تبیین نظریه های امنیت ملی و ارتباط آن با پدیده مهاجرت نخبگان می پردازیم.
2-2 نظریه های حامی پژوهش
1-2-2 الگوهای نظری مهاجرت نخبگان
الف: الگوی جهان‌گرا یا بین‌المللی:
این الگو توسط جانسون8 مطرح شد و از دیگر طرفداران آن می‌توان به گروبل و اسکات اشاره کرد. در این الگو سرمایه انسانی، همانند سرمایه فیزیکی، از مناطقی [یا مشاغلی] که دارای بازده پایین‌تری است خارج می‌شود و به سمت مناطق [یا مشاغل] دارای بازده بیشتر جریان می‌یابد. در این الگو آمده است: «انتقال تخصص دارای سود دوطرفه هم برای کشور میزبان و هم برای کشور فرستنده است و باید سیاست عدم مداخله دولت در کار مردم؛ یعنی سیاست عدم مداخله در مهاجرت دنبال شود». طرفداران این الگو چنین بحث می‌کنند که مهاجرت بین‌المللی نیروی انسانی ماهر موجب افزایش منافع تولید جهانی خواهد شد. لذا، تا زمانی که مجموع منافعی که عاید کشور میزبان و شخص مهاجر می‌شود از زیان کشور مادر بیشتر باشد، مهاجرت بین‌المللی نیروی انسانی ماهر موجب افزایش منافع جهانی خواهد شد.(فرتوک زاده و اشراقی 1387، 143-142).
در الگوی جهان‌گرا، پدیده‌ی فرار مغزها نتیجه تأثیر و عمل بازار جهانی روی سرمایه انسانی و نیروی فکری است. بر این اساس، «سرمایه انسانی از موقعیت شغلی کم‌درآمد یا از مناطق جغرافیایی دارای توان مندی پایین به سمت نقطه مقابل آن، یعنی مشاغل پردرآمد در مناطق جغرافیایی مناسب‌تر انتقال می‌یابد. چنین جریانی دارای سود دوجانبه برای کشور فرستنده و گیرنده است و بدین ترتیب، در افزایش منابع جهانی تأثیر مثبت می‌گذارد.(سیدمیرزایی 1383، 85).
این الگو توضیح می‌دهد که انتقال تخصص دارای سود دوطرفه هم برای کشور میزبان و هم برای کشور فرستنده می‌باشد و می‌بایستی یک سیاست عدم مداخله در کار مردم، یعنی سیاست عدم مداخله در مهاجرت دنبال شود. طرفداران این الگو به طور اخص هاری جانسون، گروبل9 و اسکات10 چنین بحث می‌کنند که مهاجرت بین‌المللی نیروی انسانی ماهر، به زیان کشور مبدأ می‌باشد ولی تا زمانی که مجموع منافعی که عاید کشور میزبان و شخص مهاجر می‌شود از زیان کشور مادر بیشتر باشد، مهاجرت بین‌المللی نیروی انسانی ماهر موجب افزایش منافع جهانی خواهد شد.(شهرام نیا و اسکندری 1388، 55-54).
این الگو می‌گوید انتقال تخصص، سود دوطرفه هم برای کشور میزبان و هم برای کشور فرستنده دارد و باید سیاست عدم مداخله دولت در کار مردم، یعنی سیاست عدم مداخله در مهاجرت دنبال شود. طرفداران این الگو معتقدند که مهاجرت بین‌المللی نیروی انسانی ماهر باعث افزایش منابع تولید جهانی خواهد شد. به این ترتیب، اگرچه در این الگو ممکن است مهاجرت بین‌المللی نیروی انسانی ماهر به زیان کشور مادر باشد؛ ولی تا زمانی که مجموع منافعی که به کشور میزبان و شخص مهاجر می‌رسد از زیان کشور مادر بیشتر باشد، مهاجرت بین‌المللی نیروی انسانی ماهر، باعث افزایش منافع جهانی خواهد شد(عربیان 1390، 8).
ب: الگوی ملی‌گرا:
این الگو در نقطه مقابل، معتقد است که سرمایه انسانی جزء جدایی‌ناپذیر توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور است و مهاجرت سرمایه انسانی ماهر موجب می‌شود تا اقتصاد کشورهای در حال توسعه به پایین‌تر از سطح حداقل مورد نیاز سرمایه انسانی ماهر تنزل کند و با ایجاد خلاء نیروی انسانی ماهر، موجب کاهش تولید در کشور مادر خواهد شد و در نهایت، برنامه‌های توسعه را به مخاطره می‌افکند. طرفداران این الگو از جمله پاتینکین11، ایتکین12 و توماس13 به این نتیجه می‌رسند که مهاجرت نیروی انسانی ماهر به نفع پیشرفته‌ترین و ثروت مندترین کشورها و به زیان کشورهای جهان سوم است. لذا، در این الگو پیشنهاد می‌شود که در این ارتباط دخالت‌هایی شبیه به حمایت از صنایع نوپا لازم است تا بتواند ثبات اقتصادی کشورهای در حال توسعه را تضمین کند.(فرتوک زاده و اشراقی 1387، 143).
استدلال در این الگو این است که توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی هر کشوری منوط به برخورداری از نیروی فکری و سرمایه انسانی است و هر گونه خلل و نقصانی که در آن ایجاد شود، موجب توقف یا کند شدن فرآیند توسعه و ضعف ناشی از آن خواهد شد. بنابراین، هر کشوری که دارای استراتژی و راهبرد رشد و توسعه اقتصادی است، باید با استفاده از مکانیزم‌های مختلف برای ثبات اقتصادی و بسترسازی پیشرفت، مانع از بروز خلاء و جذب آن در بازار کار و تولید، با تضمین دیگر شرایط شود. بنابراین، فقدان ثبات اقتصادی می‌تواند عامل جابجایی این سرمایه انسانی باشد.(سیدمیرزایی 1383، 85-84).
سرمایه انسانی ماهر جزء جدایی‌ناپذیر توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور است و مهاجرت سرمایه انسانی ماهر باعث می‌شود که اقتصاد کشورهای در حال توسعه به پایین‌تر از سطح حداقل مورد نیاز سرمایه انسانی ماهر تنزل نماید و با ایجاد خلاء نیروی انسانی ماهر در کشور، باعث کاهش تولید در کشور مادر شده و در نهایت، برنامه‌های توسعه را به مخاطره می‌افکند. طرفداران این الگو معتقدند که مهاجرت نیروی انسانی ماهر به نفع پیشرفته‌ترین و ثروتمندترین کشورها و به زیان کشورهای جهان سوم است(عربیان 1390، 9).
ج: دیدگاه های اقتصادی:
از این دیدگاه، باید به دوران اقتصاد کلاسیک که نقطه‌ی عطفی در تحلیل اقتصادی پدیده‌های اجتماعی است، بازگشت. این دوران به نام «آدام اسمیت14» اقتصاددان قرن هجدهم، آراسته شده است. هم او و پیروانش معتقد بودند که «باید مهاجرت را به هر شکل آن، چون تابع قانون عرضه و تقاضا و می‌تواند به رشد اقتصادی هر دو قطب فرستنده و گیرنده منجر شود، به مثابه مکانیزمی برای بازتوزیع نیروی کار دانست». بر اساس نظریه اقتصاددانان کلاسیک، جریان جابجایی نخبگان و افراد ماهر، تحت تأثیر چند عامل قرار دارد:
– با توجه به جهانی و بین‌المللی شدن علم و دانش، چنین جریانی در قالب مبادلات جهانی و بین‌المللی شکل می‌گیرد و شرایط مناسب انگیزه‌های اقتصادی را برای فرد مصمم به مهاجرت ایجاد می‌کند.
– خواسته و امیال افراد ماهر مدام در حال افزایش و گسترش است. بنابراین، خلاءها و نارسایی‌های محلی مهم‌ترین محرکی است که عمل می‌کند. از سوی دیگر، در بعد تقاضا نیز نیروی جذب کننده در پی دستیابی به ماهرترین افراد است و از این‌رو، سیاست‌های مشوق در بسیاری از کشورهای قدرتمند به صورت فعال وجود دارد. بدین ترتیب، رویکرد عرضه و تقاضا، فرد مهاجر را به مثابه کسی که در پی یافتن فرصت بهتری برای زندگی خود است، مورد توجه قرار می‌دهد و از سوی دیگر، به مراکز و قطب‌های علمی و صنعتی که به دنبال نیروی فکری برتر است، نگاه می‌کند (سیدمیرزایی 1383، 86-85).
اقتصاددانان کلاسیک جدید نیز آرا و نظریات دانشمندان کلاسیک را با دگرگونی‌هایی بر اساس دیدگاه‌های خود ایجاد و دنبال کردند که متفکرانی چون «ساستاد15» و «تودارو16» از آن جمله‌اند. این صاحب نظران، در دیدگاه اقتصادی کلان، دو عنصر عرضه نیروی کار و دستمزدها را در رابطه با هم قرار دادند. این دو، نظریه جدیدی را تحت عنوان «نئوکلاسیک‌ها17» مطرح کردند. مفادی از این نظریه این است که هرگاه نیروی کار فراتر و بیشتر از سرمایه باشد، اثر معکوس آن در دستمزدها انعکاس یافته، آنها را کاهش می‌دهد و برعکس. بدین ترتیب، انگیزه مهاجرت شکل خواهد گرفت و بدین ترتیب با کاهش نیروی کار و افزایش دستمزد در مبدأ و افزایش نیروی کار و کاهش دستمزد در مقصد تعادلی را از نظر اقتصادی ایجاد می‌کند و در طول زمان موجب کاهش فاصله دستمزد در دو نقطه مبدأ و مقصد می‌شود.(سیدمیرزایی 1383، 86).
از نظر اقتصاددانان کلاسیک، خروج از مرز و بوم خود اعم از داخلی و بین‌المللی، مکانیزمی برای توزیع نیروی کار است. این مورد باعث رشد اقتصادی دو منطقه مبدأ و مقصد محسوب می‌شود و می‌توان آن را وسیله‌ای برای بهبود وضع کار و اشتغال به شمار آورد. تئوری مهاجرتی «نئوکلاسیک‌ها» نیز، بیشتر بر تفاوت دستمزدها و احتمال کاریابی معطوف است و به بسیاری از عوامل که در کشش یا رانش مهاجر مؤثرند توجه ندارد. بر پایه این نظریه هر جا عرضه نیروی کار بیش از سرمایه باشد، دستمزدها سیر صعودی می‌یابد. این وضع، مهاجرت نیروی کار را از منطقه نخست به منطقه دوم برمی‌انگیزد و تعادلی بین دستمزدها و نیروی کار ایجاد می‌کند. نظریه «اقتصاد جدید» هم مقیاس‌های خود را در نظر دارد و مهاجرت را نوعی تأمین امنیت اقتصادی در مقایسه با سرزمین مهاجرفرست تلقی می‌کند.(فلاحی و منوریان 1387، 111-110).
از دید نظریه‌ی نئوکلاسیک اقتصادی، تفاوت در دستمزد و نابرابری میان کشورها در عرضه و تقاضای نیروی کار، دلیل اصلی مهاجرت و فرار مغزهاست. بنابراین در صورتی که این شکاف میان کشورهای غنی و فقیر کاهش یابد، مهاجرت نیز کاهش می‌یابد. نخبه به عنوان بازیگری خردمند، به محاسبه‌ی سود و زیان مهاجرت برای دستیابی به دستمزد بالاتر می‌پردازد. در صورتی که سود مهاجرت بر هزینه‌هایی که دارد- مانند سختی‌هایی که مهاجر باید متحمل شود مانند یادگیری زبان جدید و دیگر هزینه‌های روحی و روانی- فزونی داشته باشد، مهاجرت صورت می‌گیرد. بر اساس نظریه‌ی نئوکلاسیک اقتصادی، هرچه هزینه‌های مهاجرت کمتر باشد، احتمال مهاجرت افزایش می‌یابد. این نظریه مهاجرت را پاسخی فردی به عوامل دافعه در کشور محل اقامت و عوامل جاذبه در کشور مقصد می‌داند. اشکال این نظریه این است که موضوع پیچیده‌ای چون مهاجرت را به یک تصمیم شخصی بر اساس محاسبه و سود و زیان تقلیل می‌دهد. مشکل دیگر این نظریه این است که قدرت پیش‌بینی ندارد و نمی‌تواند دقیقاً بگوید در چه شرایطی مهاجرت اتفاق می‌افتد.(حاجی یوسفی و بهمرد 1385، 37).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید