خاورمیانه: اصطلاح “خاورمیانه” ظاهراً اولین بار توسط آلفرد ماهان، مورّخ دریایی آمریکایی، در 1902م به کار رفت که منظور وی اشاره به مناطق اطراف خلیج فارس بود. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و ایجاد ملت‌های جدید عرب، این اصطلاح معنادارتر شد و این مفهوم پس از جنگ دوم جهانی، کاملا تثبیت گردید.در تعبیرهای جدید، خاورمیانه از افغانستان تا شمال آفریقا، از یمن تا ترکیه و از مدیترانه تا شاخ آفریقا امتداد پیدا میکند و به لحاظ جغرافیایی سیاسی (ژئوپلیتیک)، یک خرده نظام بین المللی محسوب میشود (معینی علمداری65،1380.)
مصر: جمهوری عربی مصر کشوری است در شمال شرقی آفریقا که از شمال به دریای مدیترانه، از شمال غربی به باریکه غزه و رژیم اشغال گر قدس، از شرق به دریای سرخ، از جنوب به سودان و از غرب به لیبی منتهی‌ می‌شود.(احمد بیگی60،1360)
اخوان المسلمین: جنبش اخوان المسلمین یکی از مهمترین جنبشهای اسلامی است که تأثیر زیادی بر مصر و کشورهای اسلامی دیگر گذاشته است. این جنبش در شرایطی که مصر از نظر سیاسی، اجتماعی، دینی و اقتصادی در وضعیت بحرانی قرار داشت، توسط” شیخ حسن بن احمدبن عبدالرحمن البنا”معروف به “حسن البنا” در شهر اسماعیلیه مصر تشکیل شد(انصاری68،1389) اخوان المسلمین جهت رسیدن به اهدافش در زمینه‌های مختلف فرهنگی، نظامی و سیاسی به مبارزه پرداخت، و در این رهگذر چند بار به دست حکومت ملک فاروق منحل شد و طی آن شمار زیادی از اعضای آن دستگیر و یا اعدام شدند.
اسلام‌گرایی: نوعی ایدئولوژی سیاسی است که طبق آن اسلام نه تنها جامع تمام ابعاد زندگی انسان؛ بلکه کامل‌ترین مکتب عملی است.
سید قطب، اسلامگرایی را به معنی بازگشت به ذات دین یعنی حاکمیت خدا به جای حاکمیت طاغوت در تمام امور سیاسی و اجتماعی‌ می‌داند. از نظر او حاکمیت اسلامی براساس لااله الاالله است و هیچ حاکمیتی غیر از خدا وجود ندارد.بنابراین بشر در تمام شئونات زندگی خود تحت سیادت و حاکمیت الهی قرار دارد و نمیتواند خودسرانه عمل کند (سیدقطب84،1374)
سَلَفی گری : اسلامبولی تعریف دقیقی از این بعد سلفی‌گری دارد.به عقیده‌ی او، سلفی‌گری در پی آن است که جامعه‌های گذشته سلطه‌ی خویش را بر آیندگان هموار کنند؛ گویی گذشتگان، زندگانی در بدن آیندگان، و پدران، زندگانی در اجساد فرزندان هستند به باور اسلامبولی:”سلفیان چون فهم کتاب و سنت را مقید به فهم صحابه‌ کرده‌اند، به جمود عقلی گرفتار شده‌اند؛ به گونه‌‌ای که اگر با یکی از آن‌ها مذاکره کنی، دائماً به زبان ابن تیمیه سخن می‌گوید و پیوسته برای تو از سخنان گذشتگان نقل می‌کند. آنان مذهبشان را بر عقل استوار نمی‌کنند، بلکه تکیه‌گاهشان را نقل قرار می‌دهند؛ از این‌رو، از بحث عقلی و مناظره‌ی فکری می‌گریزند و تنها بر مسائلی تکیه می‌کنند که نصی قطعی یا ظنی بر آن اقامه شده باشد. آن‌چه در نظر آنان پسندیده است، قیل و قال گذشتگان است و آن‌ها زبان گذشتگان‌اند و در رابطه با عقل و نقل، می‌گویند که نقل اساسی هر فکر و اندیشه‌ای است و عقل، چیزی جز تابع و خادم نقل نیست”. (سامر اسلامبولی، “تحریر العقل من النقل”(به نقل از علیزاده موسوی،1392،68).
نظریه گفتمان
نظریه گفتمان بر نقش زبان در باز نمایی و باز سازی جهان اجتماعی تاکید‌ می‌کند. بنابراین نظریه ، دسترسی به واقعیت، تنها از راه زبان و از منظر نظریه امکان پذیر است، ولی بازنمایی واقعیت تنها از راه زبان هرگز بازتاب واقعیت از پیش موجود و عینی نیست بلکه در این باز نمای زبان و اندیشه در ایجاد واقعیت نقش ایفا‌ می‌کند. در واقع، جهان محصول نظریه‌ها، ایدئولوژی‌ها و به عبارت دیگر ، گفتمان‌هاست.(رکابیان26،1392)
گفتمان یک منظومه معنایی است که واژه‌ها و نشانه‌های آن در کنار هم و در پیوند با یکدیگر مجموعه ای معنا دار را‌ می‌آفرینند. گفتمان دارای نشانه‌هایی است که در اطراف یک دال مرکز سامان دهی‌ می‌شوند و دال مرکزی نشانه ای است که دیگر نشانه‌ها در پیوند با آن معنا‌ می‌یابند. هر گفتمان، مجموعه ای از نشانه‌ها را در یک زنجیره‌ی هم عرض، در کنار هم و در روبه روی دیگر قرار داده و از این راه به آنها معنا‌ می‌بخشند و زنجیره هم عرضی، در عمل، مفصل بندی یک غیریت را به وجود‌ می‌آورد . زنجیره هم عرضی این تکثرگفتمان را تبدیل به انسجام‌ می‌کند . همچنین گفتمان در تعارض با یک غیر معنا پیدا‌ می‌کند (همان).
1-8ادبیات تحقیق
با توجه به جدید بودن موضوع تحقیق کتاب یا منابع دانشگاهی که دلایل ناکامی اخوان المسلمین بعد از انقلاب مصر را بررسی کرده باشند موجود نیست و پژوهشگرعلاوه بر مشاهدات عینی و کتبی که نمایه ای از ریشه‌های خیزش را‌ می‌توان در آن ردیابی کرد، بیشتر به تحلیل‌ها و مقالاتی که در این خصوص مطالعه کرده متکی است با این حال در مقام ریشه یابی جنبش اخوان المسلمین و ساختار فکری آن‌ می‌توان به منابع ذیل اشاره کرد:
• اخوان‌المسلمین، بزرگترین جنبش اسلامی معاصر، تألیف دکتر اسحق موسی ‎الحسینی، وترجمه سید‌هادی خسروشاهی- انتشارات اطلاعات(1375)
این کتاب درباره تاریخ و اندیشه حرکت اخوان المسلمین در دو بخش نگاشته شده است .بخش نخست به زندگی و اندیشه‌ها و سیرفکری امام حسن البنا،رهبراخوان المسلمین و همچنین اصول و دستاوردهای اخوان المسلمین پرداخته شده است و بررسی روابط اخوان المسلمین با ملک فاروق،ارتش مصر، محمدنجیب و کمونیست‌ها، جمال عبدالناصر و… محورهای اصلی بخش دوم از این کتاب هستند.
• تاریخ جمعیت اخوان‏المسلمین، ازآغاز تا امروز، نوشته دکتر ریچارد میشل، با توضیحات صالح ابورقیق و دکتر ابوالسعود و ترجمه استاد سید‌هادی خسروشاهی در دو جلد از سوی مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه.(1382)
جلد اول آن، از سه مقدمه و پنج فصل و جلد دوم هم از شش فصل تشکیل شده است . نویسنده در چهار فصل اول جلد اول کتاب، به تاریخ پیدایش جمعیت اخوان‏المسلمین، نحوه تأسیس این جمعیت و سیر آن می‏پردازد و در فصل پنجم و پایانی جلد اول هم به انحلال این جنبش سیاسی دینی توسط دولت مصر می‏پردازد. در جلد دوم، نویسنده در فصل ششم و هفتم، سازمان و تشکیلات اخوان‏المسلمین و آموزش و ارتباطات این جنبش انقلابی را تحلیل می‏کند. نویسنده در فصل هشتم به بررسی دیدگاه‏های اخوان‏المسلمین درباره صوفیه، تاریخ مصر، احزاب، سیاست، سرمایه‏داری، تمدن غربی، استعمار و… می‏پردازد. راه حل‏های این جنبش اسلامی سیاسی در خصوص بازگشت به اسلام و اصلاح جامعه اسلامی و حکومت به تفصیل در فصول نهم و دهم به تفصیل توضیح داده می‏شود. پایان بخش کتاب هم ارزیابی نویسنده محقق از این جنبش و آینده سیاسی آن است.
• اخوان المسلمین مصر چه‌ می‌گویند و چه‌ می‌خواهند؟ سید‌هادی خسرو شاهی. موسسه بوستان کتاب قم.(1377)
این کتاب در دوازده بخش تشکیل شده است: نگاهی به میراث فکری حسن البناء، قرآن قانون اساسی ما، دیدگاه‌های اخوان المسلمین درباره مسائل داخلی و خارجی مصر، اشاره ای به تاریخچه جمعیت اخوان المسلمین، اهداف و برنامه‌های اصلی اخوان المسلمین، اخوان المسلمین در دوران جمهوری مصر، اخوان المسلمین و احزاب مصر، رهبری اخوان المسلمین، گفتگوی تاریخی با حسین الشافعی معاون اول جمال عبدالناصر، زینب الغزالی و جمعیت اخوات المسلمات (خواهران مسلمان(به همراه پیوست “روزهایی از زندگی من”، اخوان المسلمین و مسأله فلسطین و مفتی قدس، درباره کتاب و مولف دین در دولت در اندیشه حسن البناء.
• کتاب “جمعیت اخوان المسلمین مصر”نوشته ” برونیار لیا”با ترجمه “عبدالله فرهی”توسط انتشارات پژوهشکده تاریخ اسلام. (1392)
نویسنده این کتاب، عوامل مختلفی را که موجب پیشرفت و گسترش این جنبش شد، بررسی می‌کند و راز موفقیت آن را در ساختار تشکیلاتی، روش‌های فعالیت و شیوه‌های جلب و جذب نیرو و همچنین جاذبه فکری و طبقاتی آن می‌داند. او عامل موفقیت و گسترش انجمن در دهه ۱۹۳۰ میلادی را نه در عقل گرایی و ایدئولوژی خاص انجمن، بلکه در جوان گرایی و عمل گرایی این انجمن می‌داند و با استناد به مکتوبات آن‌ها در دهه ۱۹۳۰ میلادی سعی در تبیین و اثبات ادعای خود دارد.
• بحران‌های سیاسی و جنبش‌های اجتماعی در خاورمیانه که توسط دکتر محمود واعظی نگاشته شده است.(1386)
دکتر واعظی به بررسی مفهوم بحران‌های اجتماعی و پنج نوع بحران اصلی رایج در این دوران پرداخته و سپس به بحران در فرایند گذار به دولت مدرن اشاره‌ می‌کند و در همین راستا نظریه توسعه ناموزون‌هانتینگتون و… مورد بررسی قرار‌ می‌گیرد.در ادامه با پایان یافتن مباحث مربوط به مسائل نظری در خصوص بحران‌ها و جنبش‌های اجتماعی، به مطالبی در خصوص علل و نحوه شکل گیری جنبش‌های اجتماعی در خاورمیانه‌ می‌پردازد و از آنجا که جنبش‌های اجتماعی مردم در خاورمیانه ناشی از سوء عملکرد دولت‌هاست، ایشان بحران‌های سیاسی در جهان عرب را نوعی “بحران دولت ملی”‌ می‌دانند. ایشان ویژگی جنبش‌های جدید در خاورمیانه از جمله مردمی بودن، هویت اسلامی و هویت مقاومت، ضد استبدادی بودن، فقدان رهبر مشخص و استقلال طلبی را مورد بررسی قرار‌ می‌دهد .درفصل آخر کتاب هم، ضمن تشریح الگوهای انتقال قدرت در تحولات اخیر خاورمیانه، شرایط جدید در منطقه و همچنین چشم انداز آینده تحولات در دو سطح داخلی و منطقه ای مورد بررسی قرار گرفته است.
• تحلیلی از وضعیت مصر در سال 2011و روندهای آتی. اباذر براری نویسنده این مقاله در پژوهش خود، به بررسی جنبش مردمی مصر،چگونگی سقوط حسنی مبارک، پی آمدهای آن، و وضعیت کلی مصر،در سه حوزه سیاسی، اقتصادی و نظامی – امنیتی پرداخته است.( انتشارات نشرنو1385)
• دکمجیان هرایر، جنبشهای اسلامی در جهان غرب ،مترجم حمید احمدی، نشر کیهان (1382).
کتاب حاضر در پی آن است تا دیدگاه‌ها ی اسلامی، غربی و دیگر دیدگاه‌های موجود در رابطه با جنبش بنیادگرایی اسلامی را با یکدیگر ترکیب کند و به درک موزونی از جلوه‌ها و مظاهر آن در محیط عربی دست یابد.این کتاب از دو بخش تشکیل شده است:
بخش اول: بنیادگرایی اسلامی، عوامل ظهور، خصوصیات و نمودها : تجدید حیات و رستاخیز اسلام در جامعه مدرن، تاریخ جنبشهای اسلام گرا: یک الگوی دوری، پایگاه های اجتماعی- تجدید حیات طلبی اسلامی، ایدئولوژی و عمل اسلام گرایانه، طبقه بندی جوامع اسلام گرا و رژیم های عرب
بخش دوم: رستاخیز اسلامی در جهان عرب شامل: بررسی‌های موردی : مصر، مهد بنیادگرایی اسلامی، سوریه: بنیادگرایی سنی علیه حکومت بعث ، عراق.
1-9روش تحقیق
متدولوژی و روش پژوهش در این پایان نامه ،توصیفی- تحلیلی است که عمدتا مبتنی بر داده‌های تاریخی و مشاهدات عینی دو دهه اخیر است.
1-10روش گردآوری اطلاعات
روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، کتابخانه ای(کتب، مقالات، مجلات و روزنامه‌ها)است که با بهره گیری از سایت‌های مرتبط و مراجعه به پایگاه‌های اینترنتی و نیز مطالعات و مشاهدات میدانی (تجربه‌های دیپلماتیک)تکمیل شده است.
1-11محدوده زمانی و مکانی
محدوده زمانی این تحقیق از ژانویه 2011تا 2013را در بر‌ می‌گیرد . محدوده مکانی نیز کشور مصر‌ می‌باشد.
1-12سازماندهی تحقیق
پژوهش حاضر در یک مقدمه، 5فصل، نتیجه گیری و فهرست منابع سازماندهی شده است. در فصل اول کلیات تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل دوم چارچوب نظری تحقیق بررسی‌ می‌شود. در فصل سوم تاریخچه و نحوه شکل گیری اخوان المسلمین بررسی‌ می‌شود. در فصل جهارم تحولات مصر پس از سال 2011مورد بررسی قرار‌ می‌گیرد و در فصل پنجم علل عدم موفقیت اخوان المسلمین در مصر پس از سقوط حسنی مبارک مورد بررسی قرار‌ می‌گیرند.
فصل دوم : چارچوب نظری
2-1چارچوب نظری
چارچوی نظری این نوشتار براساس “نظریه گفتمان ” مورد تجزیه و تحلیل قرار‌ می‌گیرد زیرا به نظر می‌رسد که گفتمان “دولت اسلامی ” اخوان المسلمین که دارای سه مؤلفه “مردم”، “ایدئولوژی”، “رهبری ” ‌ می‌باشد کاملاً تببین و منطبق با واقعیات در نظر گرفته نشده بود. در ادامه ابتدا به بررسی اسلام سیاسی به عنوان یکی از مؤلفه‌های فرهنگی- هویتی خاورمیانه‌ می‌پردازیم.
2-1-1 نظریه گفتمان
نظریه گفتمان به بررسى نقش اعمال و عقاید اجتماعى معنادار در زندگى سیاسى مى پردازد. این نظریه روشى را که نظام‌هاى معنایى (گفتمان‌ها)طرز آگاهى یافتن مردم از نقش‌هایشان در جامعه را شکل مى دهند بررسى مى کند و به تجزیه و تحلیل شیوه تاثیرگذارى این نظام‌هاى معنایى یا گفتمان‌ها بر فعالیت‌هاى سیاسى مى پردازد .گفتمان‌ها را نباید ایدئولوژىبه مفهوم سنتى و محدود آن یعنى مجموعه عقایدى که به وسیله آن عاملان اجتماعی اعمال اجتماعى سازمان یافته شان را توجیه و تشریح مى کنند، پنداشت . مفهوم گفتمان در برگیرنده همه انواع اعمال سیاسى و اجتماعى است، از جمله نهادها و سازمان‌ها . نظریه گفتمان از علوم تعبیرى اى همچون هرمنوتیک، پدیدارشناسى، ساخت گرایى و شالوده شکنى الهام مى گیرد. این علوم یا به تفسیر متون فلسفى و ادبى مى پردازند و یا به تحلیل شیوه اى که به واسطه آن اشیاء و تجربیات معنایشان را کسب مى کنند. با قرار گرفتن در این شیوه تفکر، رویکرد گفتمان شباهت‌هایى با “روش تفهیم” ماکس وبر پیدا مى کند. در این روش ،محقق علوم اجتماعى سعى مى کند تا خود را به جاى عاملى که در جامعه عمل مى کند تصور کرده، بدین طریق اعمال اجتماعى را درک نماید. تفاوت در این است که تجزیه و تحلیل کننده گفتمان راه‌هایى را مى آزماید که به واسطه آن‌هاساخت‌هاى معنایى شکل‌هاى خاص عمل را ممکن مى کنند. براى انجام چنین کارى او سعى مى کند بفهمد که چگونه گفتمان‌هایى که به فعالیت‌هاى عاملان اجتماعى شکل مى دهند تولید مى شوند، کار مى کنند و تغییر پیدا مى کنند. در تلاش براى فهم این موارد تحقیق،تحلیل کننده گفتمان اولویت را به مفاهیم سیاسى اى همچون غیریت سازى، عاملیت، قدرت و سلطه مى دهد (هوارث134،1377).
یک گفتمان می‌کوشد معانی متکثر عناصر را به یک معنای واحد و ثابت تبدیل کند.گفتمان نوعی حدوحدود ایجاد می‌کند، یعنی بی‌ثباتی‌ای را که در معنای نشانه‌ها وجود دارد بطور موقت متوقف می‌سازد. حدوحدود یاد شده هیچگاه قطعی و نهایی نیست . گذار از عنصرها به وقته‌ها هیچگاه بطور کامل متحقق نمی‌شود(لاکلاو و موفه، 110،1985)
گفتمان، جهان اجتماعی را معنا می‌بخشد . لاکلاو و موفه معتقدند که همه پدیده‌ها، کنش‌ها و فرایندهای اجتماعی گفتمانی‌اند یعنی این گفتمان‌ها هستند که اصولا امکان معنادار بودن جهان را به ما ارزانی می‌دارند. اما به جز گفتمان‌ها، جهان فراگفتمانی و بیرونی نیز وجود دارد و در واقع همین جهان است که امکان اینکه گفتمان‌ها معنا آفرینی کنند را باعث می‌شوند. این احکام یا با واژگان تئوری گفتمان “دال‌ها”حاصل کنش و عملی است که ضمن متعادل و تعریف نمودن آنها، “مجموعه”و ساختی ویژه و خاص از دال‌ها را می‌آفریند. این عمل از سوی لاکلاو و موفه “مفصل‌بندی”خوانده شده است. دال‌ها تحت تاثیر عمل مفصل‌بندی وارد مجموعه روابط دال‌های دیگر می‌شوند و تبدیل به وقته‌های آن گفتمان می‌گردند و این تفاوت جایگاه‌های این دال‌هاست که بدان‌ها معنا می‌بخشد.
لاکلاو و موفه مفاهیم رایج از گفتمان (مثل نوشتن، نوشتار، سخنرانی، متن و…)را کنار می‌گذارند و “خود این مفاهیم را “اجزاء درونی کلیت گفتمانی”می دانند.(لاکلا و موفه82،1987)
همواره باقی‌ماندهای از عناصر وجود دارند که در گفتمان بکار برده شده‌اند امااز انها غفلت شده است . این عناصر که همواره امکان ورود به ساخت گفتمانی و تغییر شکل‌بندی آن را دارند در فضایی بسر می‌برند که از سوی لاکلا و موفه حوزه” گفتمان‌گونگی” خوانده می‌شود. اینان مانع اشباع معانی می‌شوند و دال را ترغیب به شناور بودن می‌نمایند (لاکلا و موفه112،1985).
نقطه مرکزی یا “دال تهی”، “دال حاکم”و یا واژه تهی ، نقطه‌ای است که سبب ثبات موقتی گفتمان می‌شود. این اصطلاح که از ژاک لاکان اخذ شده است، اشاره به دال برجسته و ممتازی دارد که معنای زنجیره دال‌های دیگر را حول خویش ثبات می‌بخشد (لاکلا و موفه،112،1985).
ارنستولاکلا و شانتال موفه برآنند که نقطه مرکزی، به واقع واژگان و دال‌هایی تهی‌اند که در درون خویش فاقد هیچ مدلول یا معنایی خاصی است. در این صورت این سوال مطرح می‌شود اگر نقطه مرکزی یک گفتمان و عامل اتحاد (موقتی ) دال‌ها تهی و فاقد معناست، چگونه گفتمان دارای معنا و محتوا می‌شود؟
  محتوا از طریق تعدد و تقاضاهایی که یک رابطه هم عرض میان آن تقاضاها و دال‌های یک گفتمان) اتحاد ایجاد کرده است، فراهم می‌گردد( لاکلا و موفه41،2001). این روابط هم عرضی میان دال‌های مختلف یک گفتمان است که محتوا و معنای نقطه مرکزی یک گفتمان را تعیین می‌کند.
2-1-2اسلام سیاسی و گفتمان آن
در اوائل دهه 90، فضائی به وجود آمد که در آن، اسلام سیاسی به عنوان”تهدید سبز”جایگزین “تهدید سرخ “شد، تهدیدی که پیش از آن غرب همه استراتژی‌ها و راهبردهای امنیتی خود رادر مواجهه با آن سازماندهی‌ می‌کرد. در این مقطع زمانی، به واسطه خلاء امنیتی خاصی که بعداز دهه 90شکل گرفت، تلاش شد پارادایم جدید امنیتی بتواند تحلیل گر ابعاد امنیتی و بنای کنونی باشد (فیرحی، 111،1383).
بر اساس نظریه ی گفتمان، اسلام سیاسی گفتمانی است که هویت اسلامی را در کانون عمل سیاسی قرار‌ می‌دهد. در گفتمان اسلام سیاسی، اسلام به یک دال برتر تبدیل‌ می‌شود. بابی سعید معتقد است که مفهوم اسلام سیاسی بیشتر برای توصیف آن دسته از جریان‌های سیاسی اسلام به کار‌ می‌رود که خواستار ایجاد حکومتی بر مبنای اصول اسلامی هستند.بنابراین اسلام سیاسی را‌ می‌توان گفتمانی به حساب آورد که گرد مفهوم مرکزی حکومت اسلامی نظم یافته است. اسلامگرایی طیفی از رویدادها از پیدایش یک ذهنیت اسلامی گرفته تا تلاشی تمام عیار برای بازسازی جامعه ی مطابق با اصول اسلامی را دربر‌ می‌گیرد. (بابی،20،1379)
اسلام دین غالب مردم منطقه خاورمیانه است و در ابعاد و سطوح گوناگون حیات آنها جاری و ساری است . با وجود این، تا سه دهه پیش، اسلام حضور چشمگیری در عرصه سیاسی و حکومت داری نداشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اسلام سیاسی وارد مرحله جدیدی شد . حکومت های سلطنتی منطقه و گفتمان سوسیالیسم در قالب‌های ناصریسم و بعثیسم، با رقیبی جدی و ریشه دار روبرو شده و به چالش کشیده شدند .اسلام منبع هویتی و بومی و مردمی است که با افکار و عقاید مردم این منطقه پیوند عمیق، تاریخی و همه جانبه دارد.اسلام سیاسی به شکل برجسته تری دارای لایه‌ها و خرده گفتمان‌های متعددی در درون خود است که در صورت ناکامی یکی،‌ می‌تواند در شکل دیگری، ایدئولوژی خود را بازتعریف و بازسازی کند (یزدان فام، 56،1390).
2-1-3 زمینه‌های شکل گیری اسلام سیاسی
اصطلاح “اسلام سیاسی”مفهوم نسبتا متأخری است که عمدتا از سوی محققان غربی برای توصیف وضعیت جاری در جهان اسلام بکار گرفته شده است. جان اسپوزیتو، مفهوم اسلام سیاسی را در عامترین شکل آن، یعنی “احیا یا تجدید حیات مذهبی در زندگی خصوصی و عمومی”تعریف می‌کند(اسپوزیتو199،96) اسلام، علاوه بر بعد معنوی و روحانی، به عنوان بدیلی برای ناتوانی ایدئولوژی‌هایی مانند ناسیونالیسم، سرمایه داری و سوسیالیسم ظاهر شده است. نمادها، کنشگران و سازمان‌های اسلام به منبع مشروعیت و اقتدار، بسیج و منبع فعالیت سیاسی و اجتماعی تبدیل شده‌اند. حکومت‌های افغانستان، مصر، ایران، لیبی، مالزی، پاکستان، عربستان سعودی و سودان برای افزایش مشروعیت و بسیج عمومی و کسب حمایت مردمی به منابع اسلامی روی آورده اند.
مفهوم اسلام سیاسی توسط بسیاری از پژوهشگران سیاسی برای درک چنین تحولی ابداع شده است؛ ولی به زعم بسیاری از این پژوهشگران هر چند این مفهوم نو و تازه است ولی به لحاظ محتوا تاریخ و پیشینه آن به خود اسلام و صدر آن باز می‌گردد. به این معنا اگر اسلام سیاسی را در عام‌ترین معنا به کار گیریم منظور از آن این است که اسلام همان‌گونه که برای زندگی و حیات فردی دارای دستگاه مفهومی و عملی است، به همین‌سان برای زندگی عمومی و اجتماعی نیز دستوراتی وضع کرده است که این زندگی عمومی مسلماً شامل زندگی و حیات سیاسی آنان نیز می‌شود. نزیه ایوبی در کتاب اسلام سیاسی، دین و سیاست بر این باور است که اسلام سیاسی دکترین یا نهضتی است که اعتقاد دارد اسلام دارای نظریه‌ای مربوط به سیاست و حکومت است . در واقع، اسلام سیاسی قدمت و سابقه‌ای به درازای تاریخ اسلام دارد و بنیانگذار آن شارع مقدس است که نیّت و اهداف خود را توسط وحی بر قلب پیامبر مکرم اسلام(ص)نازل کرده است. به نظر وی اسلام سیاسی تنها یکی از ده‌ها بیانیه‌های روشنفکرانه و سیاسی مربوط به ارتباط بین دین و سیاست ارائه می‌کند. به این معنا، اگرچه دین و سیاست )سلام سیاسی( به مثابه نظریه جدیدی است که عمدتاً پس از جنگ جهانی اول مطرح و رایج شد، ولی در واقع ریشه در منابع سنّتی و گذشته دارد (ایوبی،69،1991)
2-1-4- هدف اسلام سیاسی
هدف نهایی اسلام سیاسی، بازسازی جامعه بر اساس اصول اسلامی است و در این راه به دست آوردن قدرت سیاسی، مقدمه ای ضروری تلقی‌ می‌شود. به نظر محمدعلی حسینی زاده، هواداران اسلام سیاسی، اسلام را به مثابه یک ایدئولوژی جامع در نظر می گیرند که دنیا و آخرت انسان را دربر گرفته و برای همه ی حوزه‌های زندگی دستورها و احکامی روشن دارد (حسینی زاده1386،17).
اسلام سیاسی دارای مبانی زیر است:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

• اعتقاد به جداناپذیری دین از سیاست
اسلام سیاسی بر تفکیک ناپذیری دین و سیاست تأکید کرده و مدعی است اسلام از نظریه ای جامع درباره ی دولت و سیاست برخوردار است و به دلیل تکیه بر وحی از دیگر نظریه‌های سیاسی متکی بر خرد انسانی، برتر است (حسینی زاده 17،1386).
• اعتقاد به ابعاد فراگیر دین
در گفتمان اسلام سیاسی، دین فقط یک اعتقاد نیست بلکه ابعادی فراگیر دارد و تمامی عرصه ی هیأت آدمی را دربر می گیرد (بهروزل،39،1386).
• اعتقاد به استعمار غرب عامل عقب ماندگی مسلمانان
اسلامگرایان عقب ماندگی سیاسی مسلمانان را زاییده ی استعمار جدید غرب می دانند و به این وسیله با دست گذاشتن بر حساسیت­های امت اسلام، می خواهند به عقب ماندگی مسلمانان پاسخ گویند (روا، 23،1378)
• اعتقاد به تشکیل دولت مدرن بر اساس اسلام
اسلام سیاسی از تعبیرهای اسلامی برای تبیین و توضیح وضعیت سیاسی جامعه استفاده‌ می‌کند و بازگشت به اسلام و تشکیل حکومت اسلامی را تنها راه حل بحران‌های جامعه ی معاصر به شمار‌ می‌آورد. اسلام سیاسی در پی ایجاد نوعی جامعه ی مدرن است که در کنار بهره گیری از دستاوردهای مثبت تمدن غرب از آسیب‌های آن به دور باشد )حسینی زاده1386،17).
2-1-5- عوامل ظهور اسلام سیاسی
اندیشمندان دلایل مختلفی برای ظهور اسلام سیاسی در جهان برشمرده اند از جمله:شکست نخبگان غیرمذهبی سکولار (فواد عجمی1993؛62)، فقدان مشارکت سیاسی)فواد عجمی، تدا اسکاچپول،1996،95(، بحران خرده بورژوازی(نیکی کدی، مایکل گیلسنان،38،1996)، دلارهای نفتی و توسعه ی نابرابر (مایکل فیشر،45،1996)، اثرات زوال فرهنگی (کمیجان، 35،1379)بابی سعید این دلایل را رد می کند و در نقد آنها معتقد است که این دیدگاه‌ها، علی‌رغم تاکید بر وجود مشکلات پنجگانه ی فوق در درون دنیای اسلام، نمی‌توانند توضیح دهند که چرا رویکرد و انتخاب مردم برای حل این معضلات، اسلام‌گرایی است و نه گفتمان های دیگری چون لیبرالیسم و یا سوسیالیسم. وی معتقد است که گرچه جمیع این روایت ها کمک می‌کنند تا توضیحات مفیدی از بحران فراهم شود، اما توضیحات قانع‌کننده‌ای مبنی بر این‌که چگونه بحران در نظم سیاسی، عامل ظهور اسلام‌گرایی می‌شود، ارائه نمی‌دهند (سعید1383؛45)بابی سعید، کمالیسم و بحران در آنرا ریشه ی ظهور اسلام‌گرایی می‌داند به نظر او ناتوانی کمالیسم در سرکوبی مخالفان موجب مطرح شدن اسلامگرایی به عنوان بدیلی به جای آن شد )سعید،1379،12)
2-1-6 گفتمان اسلام گرایی
آنچه امروزه از آن با عنوان گفتمان اسلامی یاد‌ می‌شود، معطوف به اسلام سیاسی است و گرایش‌های گوناگونی در درون خود دراد که گاهی با هم به مرحله تضاد نیز‌ می‌رسند. اسلام محافظه کار سنتی (عربستان)، اسلام سیاسی مدنی(ترکیه)اسلام سیاسی امت گرا (ایران)، اسلام سیاسی بنیادگرا یا تندرو(القاعده). چهار گرایش مهم اسلام گرایی هستند که هر کدام گفتمان و حاملان خاص خود را دارند. محمد ایوب آنها را در قالب گرایش انقلابی، انتقادی، مدرن، محافظه کار و بنیادگرا طرح‌ می‌کنند.(اسپوزیتو 1993،46).
در گفتمان اسلام سیاسی، دین صرف اعتقاد نیست، بلکه ابعادی فراگیر دارد و تمامی عرصه‌ی حیات آدمی را در بر می‌گیرد. چنین نگرشی در تمامی گرایش‌های درونی گفتمان اسلام سیاسی مشترک است و از این جهت می‌توانیم تمامی آن‌ها را در درون گفتمان اسلام‌گرایی قرار دهیم.
اسلام‌گرایان کسانی هستند که برای تفکر درباره‌ی سرنوشت سیاسی خویش، از تعابیر اسلامی استفاده می‌کنند و آینده‌ی سیاسی خود را در اسلام می‌بینند . از منظر گفتمانی، اسلام سیاسی یا اسلام‌گرایی همان نقشی را ایفا می‌کند که مدرنیسم برای مجموعه‌ای از مکاتب و نگرش‌ها در غرب ایفا می‌کند. هرچند مکاتبی همانند سوسیالیسم و لیبرالیسم با یکدیگر متعارض هستند، اما همگی آن‌ها تحت گفتمان مدرنیسم قرار می‌گیرند . البته این به معنای یک‌دست پنداشتن اسلام‌گرایان نیست؛ چرا که عوامل متعددی چون مقطع حیات اندیشمند، شیعی‌گری و سنی بودن، شرایط سیاسی، دشمن‌شناسی و… باعث گردیده ما با اسلام‌گرایان روبه‌رو باشیم و نه یک جریان مشخص و مقید اسلام‌گرایی . از این نظر، اسلام‌گرایی هرگز جریانی یک‌دست و یک‌پارچه نیست، ولیکن می‌توان از جریان کلی اسلام‌گرایی به مثابه‌ی پدیده‌ای مدرن به عنوان بدیلی هویتی و تلاشی سیاسی در برابر دنیای جدید، که به دنبال استقلال و توسعه‌ی کشورهای اسلامی بوده است، نام برد (مرادی1392،32).
 گفتمان‌های سنت گرا، نوگرایی دینی و نواندیشی دینی، پان عربیسم  و…در دنیای عرب ریشه در مصر دارد . با این همه، تاریخ تحولات سیاسی معاصر مصر را بیش از همه‌ می‌توان عرصه رقابت میان دو گفتمان متعارض اسلام خواهی و سکولاریسم دانست. اولی در تاریخ جدید مصر همیشه در حاشیه بوده و از عرصه سیاسی کنار زده‌ می‌شد و دومی سال‌ها در حوزه سیاسی حاکم بوده است. گفتمان اسلامی، گفتمان مقاومت بوده است و اگر چه از ساحت سیاست به مفهوم رسمی حذف شد اما درساحت اجتماع و حوزه عمومی حاکم بلا منازع بوده و هیچ قدرت رسمی نتوانست اسلام خواهان را از این عرصه طرد کند و به حاشیه براند .(اکوائی،1391،12).
در جهان عرب و به خصوص مصر اخوان المسلمین باسابقه ترین و بانفوذترین گروه اسلامی است که گرایش‌های گوناگونی دارد و تاکنون نیز نتوانسته بود در حوزه ی اداره جامعه قرار بگیرد و همواره به عنوان اپوزیسیون و نیروی مخالف دولت مطرح بوده است. اما در انقلاب ژانویه 2011متشکل ترین گروه در میان سایر نیروهای انقلابی به شمار‌ می‌آمد.
مهم ترین ادعای گفتمان اسلام گرایی در برابر مسایل و مشکلات جوامع عربی و مصر، نفی نظام‌های استبدادی و فاسد این کشورها، حمایت از مردم فلسطین و مخالفت با هرگونه سازش و برقراری روابط با اسرائیل و تشکیل حکومت اسلامی در داخل و اجرای احکام شرعی در این جوامع است.

(Zuhur, 2007.39)
اسلام گرایان دسته‌های گوناگونی از انقلابی، انتقادی ، مدرن، محافظه کار و بنیادگرا دارند که در تحولات مصر و انقلاب ژانویه 2011اسلام گرایان میانه رو که به مظاهر مدرن نیز پایبند هستند در مرکز گفتمان اسلام گرایی قرار داشته و نقش مهمی را در تحولات مصر ایفا نمودند.
طی سال‌ها حکوت اقتدار گرایانه در مصر اسلام خواهان توانسته‌اند بخش زیادی از مشکلات مردم را در حد روستاها وگروه‌های کوچک حل کنند. در سال‌های گذشته دولت حاکم از تامین نیاز مردم ناتوان بوده و تورم افسارگسیخته و بی‌کاری بالا تمام مصر را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل گروه‌های اسلامگرا از طریق مراکز خیریه، بیمارستان‌ها، ‌آموزشگاه‌ها و خدماتی که به مردم ارائه می‌داده اند، بیشتر محبوب شدند.
قدرت‌های بزرگ دنیا نگران تهدیدهای اسلام گرایان تندرو هستند. آنها سال‌هاست که با اسلام گرایان تندرو در سومالی، یمن، عراق، پاکستان و همچنین القاعده و طالبان در افغانستان در جنگ هستند . بنابراین از شکل گیری این جریاندر کشورهای عربی و مسر بسیار نگران هستند. البته در مقابل رهبران گروه‌ها و احزاب اسلام گرا در مصر در تلاش هستند که چهره ای میانه رو از خود نشان داده و خود را از اسلام گرایان تندرو جدا نمایند.
گروه‌ها ی اسلامی در مصر دریافته اند که نمی توانند بدون همکاری با گروه‌های بوروکرات، گفتمان خود را در موقعیت بالاتری قرار دهند. آنها گفتمان خود را در ضدیت با نظام‌های استبدادی و فساد در عرصه داخلی و ضدیت با اسرائیل در عرصه بین المللی تعریف‌ می‌کنند. عناصر بین المللی قوام بخش به گفتمان‌های آن اغلب ایجابی است و همکاری با جامعه بین المللی، یکی از اجزای بسیاری از گرایش‌های اسلامی است که در این جوامع فعال هستند و در کنار هم گفتمان اسلامی را تشکیل‌ می‌دهند( Rauf,2011.12).
فصل سوم: تاریخچه اخوان المسلمین
3-1 شکل گیری جنبش اخوان المسلمین
جنبش اخوان‌المسلمین، بزرگ‌ترین جنبش اسلام‌گرا در جهان عرب می‌باشد که در سال 1928، توسط حسن البنا در مصر تأسیس شد و به سرعت در سراسر مصر و بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی گسترش یافت.
از دیدگاه برخی اخوان المسلمین اولین جنبش سیاسی مسلمانان جهان است که با هدف دست یابی به حکومت اسلامی در قرن بیستم ابراز وجود نمود و مسلمانان بسیاری را در جهان تحت تأثیر قرار دارد.چنانچه جمهوری اسلامی اولین دولت اسلامی است که در این قرن به قدرت رسیده است .(معدل1382،87)
بنابراین اسلام سیاسی و توانایی اداره کشور با اندیشه‌های دینی محور اندیشه‌های جنبش اخوان المسلمین بوده است. به همین منظور و با هدف گسترش ایده فوق در جهان اسلام در شکل گیری جنبش‌های مشابه در جهان اسلام نقش محوری ایفا نمود.
به عنوان نمونه تأسیس اخوان المسلمین در الجزایر، تأسیس اخوان در کشورهای حاشیه خلیج فارس، تأسیس اخوان در سودان(1946)و تأسیس اخوان در کشورهای سوریه، یمن، موریتانی، کویت و لبنان.از جمله اهداف مهم جنبش پشتیبانی از مبارزات آزادی خواهانه مسلمانان در کشورهای مختلف از جمله مصر، و فلسطین بود.
در ابتدا فعالیت‌های جنبش نیمه مخفی بود و سازمان اخوان‌المسلمین برای گسترش جنبش از جزوه، نامه، سخنرانی و ملاقات‌های شخصی استفاده می‌کرد. جنبش در شرایطی تأسیس شد که از یک سو عناصر محافظه‌کار الازهر هرگونه سازش یا نوسازی جامعه و دگرگونی دینی را رد می‌کردند و از سوی دیگر، نوگرایان به دنبال جامعه‌ای بودند که در آن دین و سیاست از هم جدا باشد.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید