3-6-1- خاورمیانه، خلیج‌فارس و کشورهای عربی49
3-6-2- آسیای میانه، قفقاز و جمهوری‌های استقلال یافته از شوروی52
3-7- دیپلماسی عمومی و نقش‌آفرینی ایران در سازمان‌های بین‌المللی54
3-8- تأثیر سازنده ایران در حل و فصل بحران‌های منطقه‌ای55
فصل چهارم: تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی
4-1- راهبردهای دیپلماتیک ایران در نظام بین‌الملل59
4-2- راهبردهای دیپلماتیک جمهوی اسلامی ایران در تقویت دیپلماسی عمومی60
4-3- نقش دیپلماسی رسانه‌ای در قدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی63
4-4- تغییر و تحولات نظام منطقه‌ای خاورمیانه و دیپلماسی عمومی ایران69
4-4-1- نقش آمریکا و اسرائیل در دیپلماسی عمومی ایران71
4-5- زمینه‌های فکری تاثیرگذار بر دیپلماسی عمومی ایران در راستای افزایش قدرت79
4-5-1- گفتمان امنیت ملی ایران79
4-5-2- گفتمان ایدئولوژیک82
4-5-3- گفتمان اسطوره‌ای84
4-6- دیپلماسی عمومی هسته‌ای و قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران84
4-7- پیامدهای مثبت تمرکز بر کسب توانایی قانونمند88
4-8- اهداف میان مدت سیاست خارجی و تلاش دیپلماسی عمومی در جهت افزایش قدرت جمهوری اسلامی ایران90
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات
5-1- نتیجه گیری97
منابع102
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 4-1- سطوح بازدارندگی85
جدول 4-2- مقایسه توانایی قانونمند و توانایی کامل در تأمین اهداف پنج‌گانه‌ی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران88
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1- اهداف میان‌مدت و مرحله‌ای سیاست خارجی ایران؛ هدف میان‌مدت (15 سال آینده)90
چکیده
امروزه دیپلماسی عمومی به عنوان یکی از مؤلفه‌های قدرت نرم، نقش اساسی در شکلدهی و جهتدهی به سیاست خارجی دارد. این نوع از دیپلماسی عمومی به واسطه ی آن که مخاطب خود را مردم قرار می‌دهد و شکل دادن به افکار عمومی را مد نظر دارد، اخیرا مورد توجه دولت‌ها قرار گرفته است و دولت‌ها در تلاش هستند با تأثیر و نفوذ بر افکار عمومی نظر آنان را به سیاست‌ها و جهت گیری‌ها و اقدامات خود جلب کنند و از این طریق منافع ملی خود را تأمین کنند. در این راستا، سوال اصلی این گونه طرح شده است که دیپلماسی عمومی چه تاثیری بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی داشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که دیپلماسی عمومی زمینه ساز افزایش قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی شده است. نوع روش تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی می‌باشد. همچنین با استفاده از نظریات دیپلماسی عمومی به تبیین و بسط موضوع خواهیم پرداخت. به طور کلی، اهمیت دیپلماسی عمومی موجب شده است جمهوری اسلامی ایران که دارای ماهیتی فرهنگی، اسلامی و انقلابی است بهرهگیری از این ابزار را در دستور کار خود قرار دهد.
کلمات کلیدی:
دیپلماسی، دیپلماسی عمومی، جمهوری اسلامی ایران، قدرت، خاورمیانه، نظام بین‌الملل

فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1- بیان مسأله
امروزه کشورهای قدرتمند و صاحب نفوذ جهانی، پیش از آنکه اهداف و غایات خود را از طریق دیپلماسی سنتی و رسمی دنبال کنند، در پی آنند تا با بهرهمندی از ابزارهای نرمتر و غیرمستقیمتر به پیگیری مطلوبات خود بپردازند. تأثیرگذاری بر افکار عمومی کشورهای هدف و بطور کلی توجیه اقدامات دولتها برای افکار عمومی از یکسو و تاسیس، گسترش و فعالسازی ‌NGOها و نهادهای غیردولتی از دیگر سو، همه و همه شکل نوین و نرمتری از دیپلماسی عمومی را شکل میدهند.
اگر دیپلماسی عمومی را ترجمه درخشندگی قدرت ملی و منطقه‌ای کشورمان برای دیگران تصور بدانیم، در ایـن صـورت زبـان دیپلماسی عمومی برای بیان چنین ویژگی‌ها و عناصر قدرت بسیار تعیین کننده خواهد بـود، چـه بسـا قـدرتـی کـه بـه سبـب ناکارآمدی دیپلمات‌هایش، پیام خود را به خوبی به مخاطب تفهیم نکرده باشد و چه بسا کشورهایی که با وجود آنکه از عناصر واقعی قدرت بهره لازم را نداشته اند با کمک تجربه و لیاقت دیپلمات‌های خود، اهداف و امیال خود را به مخاطبان خود تحمیل کرده و یا نقش مؤثری در تأمین منافع ملی خود برداشته‌اند، دیپلماسی عمومی از این منظر، نقش بسیار مهمی برای بیان چهره واقعی قدرت و اقتدار یک کشور دارد. به ویژه آنکه اگر عناصر قدرت حقیقتاً وجود داشته بـاشـد، مبتنی بر عناصر قدرت و ویژگی‌های که برشمرده شد، دیپلماسی عمومی فعال یک کشور باید مبتنی بر آموزه‌ها، خصوصیات و نشانه‌هایی باشد.
جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی جهان متاثر از دیپلماسی عمومی فعال خود در مقام یک قدرت منطقه‌ای قرار دارد. شاخص‌های سنجش قدرت ملی در کشور ما نیز نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران به اندازه کافی از ویژگی‌های لازم بـرای ظهـور بـه عنوان یک قدرت منطقه‌ای برخوردار است: دانش و فناوری، پهناوری و جمعیت، ثروت ملی، مشروعیت داخلی، نـظام مردمی، موقعیت ژئواستراتژیک و ثبات داخلی، زمینه‌های لازم را برای ظهور و توسعه نفوذ ایران در سطح منطقه فراهم کرده است.
جمهوری اسلامی ایران هم اکنون در موقعیتی است که با قدرت‌های بین‌المللی بر سر مسـائـل هستـه‌ای و نیز جغرافیای نفوذ در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و دیگر کشورهای منطقه با قدرت‌های بین‌المللی رقابت و چانه زنی می‌کند و از تـوانـایی ایجاد ائتلاف منطقه‌ای برخوردار است. ایجـاد روابط استـراتـژیـک بـا سـوریـه و عراق، از مهم‌ترین دلایل توانایی جمهوری اسلامی ایران در رهبری و مدیریت مسائل و بحران‌های منطقه‌ای است. چنین قدرتی حتی از ادوات لازم برای حضور در قاره آمریکا، اروپا و آفریقا و ایجاد روابط استراتژیک در دیگر مناطق جهان برخوردار است.
با این حال، در راه تاثیر دیپلماسی عمومی فعال جمهوری اسلامی ایران بر قدرت ملی، مواردی وجود دارد که بر جنبه‌های مبهم آن افزوده است. عدم استفاده مطلوب از ظرفیت‌های نخبگان ابزاری و فکری، نقش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در ایجاد اختلال ظرفیت‌های دیپلماتیک کشور، وجود اختلافات در میان مسئولین کشور و … از جمله موارد مبهم در بحث از تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی کشور است. در واقع عوامل فوق، باعث شده است که کشور نتواند از ظرفیت‌های مطلوب دیپلماسی عمومی خود استفاده کند تا قدرت ملی خود را به نحو مطلوبی بالا ببرد. این تحقیق نیز سعی دارد تا به بررسی جنبه‌های مبهم و مجهول فوق، راههای افزایش نقش دیپلماسی عمومی را بر قدرت ملی کشور مورد بررسی قرار دهد.

1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای، از زمان شکل‌گیری انقلاب اسلامی تا امروز بر دیپلماسی عمومی به عنوان مهم‌ترین ابزار رسیدن به قدرت ملی تأکید زیادی داشته است. این مسأله باعث شده است تا جمهوری اسلامی ایران امروزه در تحولات مهم منطقه‌ای و همچنین نظام بین‌الملل نقش مهمی ایفا کند. در بحث داخلی نیز افزایش مشروعیت مردمی و تلاش برای شکوفایی و پیشرفت عرصه‌های مختلف اقتصادی و فرهنگی از مهم‌ترین راهبردهای دولتمردان کشور بوده است. با این حال، در راه دستیابی به استفاده کامل از ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی کشور در عرصه‌های مختلف موانع و مشکلاتی وجود دارد که باعث شده، قدرت ملی کشور در برخی از ابعاد با مشکل مواجه شود. در این راستا، شناخت مهم‌ترین عرصه‌های دیپلماسی عمومی کشور و همچنین شناخت موانع و مشکلاتی که دستگاه دیپلماسی عمومی در راه افزایش قدرت ملی با آن روبه رو است، نگارش و تدوین تحقیق حاضر را چند برابر می‌کند. بدون تردید، دیپلماسی عمومی مهم‌ترین ابزار دستیابی کشورها به قدرت و منافع ملی است.

1-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه
ایزدی، جهانبخش (1392)، آسیب‌شناسی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران. تهران: نشر ابرار معاصر تهران.
نگاهی به تقسیمات شکلی و تحولات محتوایی مفهوم دیپلماسی عمومی، در کنار معنایابی دیپلماسی عمومی و ایجاد افتراق میان این مفهوم با مفاهیم مشابه، همچون قدرت نرم، دیپلماسی عمومی فرهنگی، روابط عمومی، جنگ روانی و … از بخش‌های محوری این پژوهش است. در ادامه به آسیب‌شناسی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده و پیشنهاداتی نیز برای رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت آن ارائه شده است.
نادر ساعد (1390)، مبانی نظری و اصول دیپلماسی عمومی خلع سلاح در راهبرد ملی جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه دیپلماسی عمومی دفاعی. سال دوم. شماره 3.
نویسنده در این مقاله معتقد است که دیپلماسی عمومی خلع سلاح، تحقق اهداف و اصول دیپلماسی عمومی دفاعی را در حوزه تسلیحات و جنگ‌افزارها مورد هدف قرار می‌دهد. با توجه به وجود ساختارها، مبانی نظری، هنجارها و فرآیندهای بین‌المللی دخیل در محیط خلع سلاح، پیشبرد اهداف و اصول کلان دیپلماسی عمومی دفاعی در این حوزه مستلزم مداقه در ابعاد و مولفه‌های مختلف این عرصه است. این نوشتار ضمن بررسی گزینه‌های نظری و روش‌شناختی برخورد با مقوله خلع سلاح و الگوی مورد عمل کشورمان، اصول راهنمای ناظر بر طرح‌ریزی دیپلماسی عمومی خلع سلاحی ملی تبیین شده و کارکردهای مورد انتظار از این دیپلماسی عمومی در خدمت به دیپلماسی عمومی دفاعی کشور را مورد تحلیل قرار داده است.

احمد آقاجانی (1388)، دیپلماسی عمومی جدید: قدرت نرم در روابط بین‌الملل. تهران: نشر راهبرد اندیشه.
نویسنده در این کتاب، در بخش نخست این کتاب که شامل فصول یک و دو می‌شود، هدف خود را شفاف‌سازی مفهوم دیپلماسی عمومی اعلام می‌کند. فصول این بخش، اهمیت دیپلماسی عمومی را در محیط بین‌الملل کنونی ارزیابی می‌کند. این کتاب در فصل‌های دیگر خود به موضوعاتی چون، دیپلماسی عمومی آمریکا و چین، شیوه عملکرد کشورها در چهارچوب دیپلماسی عمومی، نحوه و چگونگی استفاده از دیپلماسی عمومی در کشورهایی همچون شوروی و ایران، کاربرد دیپلماسی عمومی از سوی اتحادیه اروپایی، دیپلماسی عمومی فرهنگی به عنوان یکی از اجزای دیپلماسی عمومی، برند ملی، دیپلماسی عمومی گفت‌و‌گو محور و آموزش دیپلماسی عمومی پرداخته است.
رابرت آلفونس و مک برایان (1388)، دیپلماسی عمومی نوین: کارکرد قدرت نرم در روابط بین‌الملل. تهران: نشر ابرار معاصر تهران.
کتاب حاضر در قالب یک مقدمه، دو بخش و یازده فصل تلاش کرده الزامات مربوط به بازنگری در دیپلماسی عمومی را در جهان معاصر از منظری ایرانی مورد بررسی قرار دهد. از آن جایی که کتاب با رویکرد غربی به‌ویژه آمریکایی نوشته شده، به الگوهای اعتباربخشی برای آمریکا در نظام بین‌الملل توجه ویژه‌ای دارد. براین‌اساس نویسندگان نیز به‌دلیل تعلقات خاصی که دارند، بعضا در مقام تحلیل پدیده‌های دیپلماسی عمومی در عرصه بین‌المللی، از اصل بی‌طرفی تبعیت نکرده و در ارتباط با پدیده‌‌های جهان سوم، ایران و اسلام تحلیل‌های سطحی ارائه کرده‌اند.

1-4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
درباره ابعاد مختلف تاثیر دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران کتب و مقالات بسیاری منتشر شده است. با این حال، بحث تاثیر این مهم(دیپلماسی عمومی) بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی از مباحثی است که مغفول واقع شده است. در این راستا، از آنجایی که این تحقیق درصدد تاثیرات ابعاد مختلف دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی است، این مهم به عنوان جنبه جدید و در واقع نوآوری این پژوهش محسوب می‌شود.
1-5- اهداف تحقیق
1-5-1- اهداف کلی
1- بررسی تاثیر دیپلماسی عمومی بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی
2- آشنایی با تحولات صحنه جهانی در ادوار مختلف
3- بررسی دیپلماسی عمومی‌های مختلف روسای جمهور مختلف ایران
4- بررسی نقش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی
1-5-2- اهداف ویژه
پر کردن خلأ کتاب در زمینه موضوع مذکور

1-6- سؤالات تحقیق
1-6-1- سوال اصلی
دیپلماسی عمومی چه تاثیری بر قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی داشته است؟

1-6-2-فرضیه اصلی
دیپلماسی عمومی زمینه‌ساز افزایش قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جهانی شده است.

1-7- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
مفاهیم کلیدی این پژوهش عبارتند از:
مفهوم قدرت
قدرت از جمله مفاهیم محوری و اساسی است که در کانون نظریه‌پردازیهای علم سیاست و روابط بین‌الملل قرار دارد. به رغم تاریخ طولانی اهمیت قدرت در روابط بین‌الملل، اکثر محققین هم در مورد نقش قدرت و هم طبیعت آن اختلاف نظر دارند. به تعبیر صاحب نظران، قدرت از جنبه مفهومی از جمله مفاهیم مبهمی بوده که به تعداد افرادی که راجع به آن غور و تفحص و اندیشه ورزی نمودهاند، نظریه و دیدگاه وجود دارد. فرانسوا پوریکو تأکید دارد که قدرت در شکل سیاسیاش مهیبترین معما را مطرح می‌کند و دارای ماهیت تناقضنما گونه میباشد. مفهوم قدرت از منظر محققین روابط بینالملل به گونههای متفاوتی تقسیم بندی شده است (عالم 1387، 14).
قدرت در عصر جهانی شدن
می‌توان گفت با گسترش فراتکنولوژیها و تشدید شبکههای اطلاعاتی و اهمیت جامعه جهانی، اطلاعات، دانش و هنجارها نه تنها به شکلی از قدرت تبدیل شده، بلکه بر نحوه استفاده از دیگر اشکال قدرت نیز سلطه یافته و ساز و کار و اعمال آنها را تغییر داده است. عرصه سیاست بینالملل به پایان مدل ایستا و نیوتنی نزدیک میشود که در آن، دولتها به عنوان بازیگران یکپارچه و خودمحور در چارچوب قواعد تعین‌گرایانه در درون سیستم عمل میکردند. محیط جدید بینالملل به مدل مکانیک کوانتومی با بازیگران متعدد نزدیک میشود که بسیار پویا و پیچیده است و نیروهای غیرمادی در آن تغییر ایجاد می‌کنند (علوی 1388، 39).
قدرت ملی
تعریف مؤسسه رند از قدرت ملی عبارت از ظرفیت و قابلیت یک کشور برای تعقیب اهداف راهبردی خود از طریق سیاست‌های هدفمند است. این نگرش دو بعد مجزا ولی مربوط به هم ظرفیت را نشان می‌دهد: «ظرفیت خارجی که شامل ظرفیت کشور در تأثیرگذاری بر محیط بین‌الملل از طریق پتانسیل‌های اقتصادی و سیاسی است». بعد داخلی که شامل ظرفیت یک کشور در تبدیل منابع جامعه به دانش قابل اجرایی است که بهترین فناوری نظامی و غیرنظامی را تولید می‌کند (تلیس و دیگران 1382، 55).
در بحث مبانی و سرچشمههای قدرت ملی از دید مارتین گلاسنر یکی از عوامل قدرت ملی، روابط خارجی است که تجارت بین‌الملل روابط فرهنگی، مشارکت در توزیع و انتقال ذخایر توسعه، مشارکت در سازمان ملل و سایر سازمانهای بینالمللی و موقعیت و پرستیژ بینالمللی را در بر می‌گیرد (حافظنیا 1386، 69).
در بررسی ابعاد قدرت ملی، یکی از این ابعاد، به مثابه ابزاری در کنار ابعاد دیگری چون دامنه، وزن و هزینه عمل میکند و یکی از ابزارهای مختلف برای اِعمال قدرت، ابزار دیپلماتیک است که با تغییر محیط بینالملل و شکل‌گیری عرصه سیاست اندیشهمند در نتیجه توسعه فراتکنولوژیها بر اهمیت دیپلماسی عمومی، دستاوردهای همکاری و سیاست اقناع سازی در روابط بین‌الملل نسبت به دیگر ابزارهای قدرت افزوده شده است (فرانکل 1382، 145-144). در بحث اولویت‌ها و غلبه هر کدام از اجزای تشکیل دهنده قدرت ملی جامع و فراگیر در عرصه سیاستگذاری و در ایستار تصمیم گیران، می‌توان این گونه بیان داشت که رویکرد قدرت ملی در فضای جهانیشدن از نظامی، سیاسی و اقتصادی به رویکرد اقتصادی، سیاسی و نظامی تغییر یافته و این جابهجایی، خود در حوزه‌های سیاست اعلی و ادنی را نشان میدهد.
جهانی شدن
از دید صاحب نظران پدیده جهانیشدن، هزار توی پرتناقضی را به معرض نمایش میگذارد که به محض انتخاب یک زاویه از آن، از واقعیت نهفته در آن دور گشته ایم به این دلیل که واقعیت جهانی شدن در کنه و بطن خود هزاران زاویه دارد که ما به آنها بیتوجه بوده‌ایم. گروهی جهانی شدن را علت العلل بحران‌های حادث در صحنه جهانی تلقی و از سوی دیگر برخی آن را راه حل کلیه مسایل مبتلا به جامعه بشری قلمداد مینمایند. به زعم صاحب نظران، پدیده جهانی شدن به گونه ایست که با «یک جهانی شدن واحد» مواجه نمیباشیم بلکه با «جهانیشدنهای بیشمار» مواجهیم. به هر ترتیب یقینا هیچ فهم واحدی از ایده‌ جهانیشدن وجود ندارد. در رویارویی با جهانی شدن، توانایی، سازماندهی، رقابتپذیری و فعالیت قابل توجه یک واحد سیاسی و در کل کیفیت بازیگری دولتها نقش به سزایی داشته و در واقع کشورهایی که پروژه خود را در برابر فرایند جهانیشدن تدوین، طراحی و تعریف کرده باشند، گامهای مهمی را در این مواجهه برداشته‌اند و همواره سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی و چگونگی پیریزی و اجرای آن از جایگاهی بنیادین در راهبرد‌های فرا ملی برخوردار بوده است (حافظنیا 1386، 69).
دیپلماسی عمومی
واژه دیپلماسی به معنی هدایت روابط بین افراد، گروه‌ها و ملت‌ها از جمله واژه‌های سیاسی مورد استفاده در عرصه مناسبات بین‌المللی است. دیپلماسی در کاربرد رسمی خود عمدتاً به دیپلماسی بین‌المللی که هدایت روابط بین المللی از طریق دیدار و گفت وگوهای دیپلمات‌های رسمی است اشاره دارد. در گذشته دیپلماسی بین کشورها بیشتر به موضوعاتی همچون روابط شخصی و خانوادگی پادشاهان دو کشور با یکدیگر یا مسئله جنگ و صلح مربوط می‌شد، اما در شرایط کنونی جهان علاوه بر آنها موضوعاتی همچون روابط تجاری، مناسبات فرهنگی و علمی نیز در محور مباحثات دیپلماتیک بین کشورهای مختلف با یکدیگر و بین آنها با سازمانهای بین‌المللی قرار گرفته است. دیپلماسی در واقع مجری سیاست خارجی در چارچوب دکترین سیاست خارجی هر کشور است. دکترین سیاست خارجی یک کشور که معمولاً یک بیان کلی از سیاست خارجی آن محسوب می‌شود توسط رئیس حکومت یا وزیر امور خارجه اعلام می‌شود (احمدی 1388، 15).

1-8- شرح کامل روش تحقیق
بنیادی و نظری است. این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایى یا پایه‌اى خوانده مى‌شود، در جستجوى کشف حقایق و واقعیت‌ها و شناخت پدیده‌ها و اشیاء بوده که مرزهاى دانش عمومى بشر را توسعه مى‌دهند و قوانین علمى را کشف نموده، به تبیین ویژگى‌ها و صفات یک واقعیت مى‌پردازند. دراین تحقیقات ممکن است نظریه‌اى انشاء شود یا اصول، فرضیه‌ها یا قضایاى نظریه‌اى مورد آزمایش قرار گیرد. در این راستا، هدف افزایش دانش در مورد موضوع مورد مطالعه است.

1-9- بررسی و اندازه‌گیری متغیرها
متغیر مستقل(X): دیپلماسی
متغیر وابسته(Y): قدرت ملی ایران در صحنه جهانی

1-10- روش و ابزار گردآوری داده‏ها
در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده خواهد شد. جمع آوری اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق به روش کتابخانه ای، اسنادی است و کتاب ها، مجلات و … مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق با استفاده از فیش و روش فیش نویسی گردآوری خواهد شد.

1-11- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها
این پژوهش سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی براساس نظریات دیپلماسی عمومی به بررسی عقلانی و منطقی موضوع بپردازد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم:
چارچوب مفهومی تحقیق

2-1- پیشینه دیپلماسی
پدیده‌ی سیاست خارجی در جامعه‌ی بشری را می‌توان پدیده‌ای دیرپا دانست که به اعتباری، راه به دورانی می‌برد که حوزه‌های قدرت قبیله‌ای در محدوده‌های جغرافیایی معین، چه در قالب جامعه‌ی ایلیاتی و چه در قالب جامعه‌ی ایلیاتی- روستایی، شکل گرفته است. جامعه‌های مزبور، نخست در چارچوب در اختیار گرفتن منابع آب و چراگاه‌ها و زمین‌های مناسب‌تر برای کشت و زرع و سپس پاسداری از آنها و کوچ‌های سالیانه با یکدیگر برخوردهایی پیدا می‌کردند که در بیشتر موارد منجر به درگیری‌های خونین می‌شد. رویداد پی‌درپی این درگیری‌ها و کشت و کشتارها و سوختن‌ها و به نابودی کشیدن‌ها، آگاهان و ریش‌سفیدان جامعه‌های مزبور را به اندیشه واداشت که برای پایان دادن کوتاه‌مدت و درازمدت به درگیری‌های مزبور، با یکدیگر به گفت و شنود بنشینند و اختلاف‌های خود را در پی چانه زدن‌ها بر اساس ضوابط مورد قبول دو طرف حل و فصل کنند و موجبات همزیستی صلح‌جویانه را فراهم آورند (ورجاوند 1379، 32).
با برقراری صلح بین این جامعه‌ها، رفت و آمدها، دادوستد، فرستادن هدیه برای رهبران قبیله‌ها و… به منظور پایدار ساختن روابط دوستانه، صورت‌پذیر گردید. وجود قبیله‌های بزرگ در گستره‌های وسیع‌تر سبب شد که تعدادی از قبیله‌های همجوار برای در امان ماندن از فشارها و حمله‌های ویرانگر همسایه، به یکدیگر نزدیم و نزدیک‌تر شوند و دست دوستی به هم بدهند و قرار و مدارهایی برای همکاری در جهت حمایت از یکدیگر به هنگام بروز خطر بگذارند و در پی آن رابطه‌ی نزدیکتری برقرار کنند. با گذشت زمان و تحول ساختار جامعه‌های مزبور در جهت ایجاد ضوابطی متکی بر سنت‌های هر جامعه و پدید آمدن تدریجی گروه‌های مختلف شغلی و تولید افزون بر نیاز هر جامعه و دسترسی بعضی از این جوامع به منابع عمده‌ای چون سنگ لاجورد و مانند آن و رونق گرفتن داد و ستد و بکارگیری سلاح‌های پیشرفته‌تری چون تیروکمان و بالاخره بهره جستن از قدرت جابجایی بسیار سریع‌تر به مدد اهلی ساختن اسب و سپس کشف چرخ و بکارگیری ارابه و دگرگونی‌های پی‌درپی دیگر، تعدادی از قبیله‌ها و قوم‌های بزرگ، منطقه‌ی خویش را گسترش دادند و قبیله‌های کوچکتر، برخی به دلخواه و برخی از روی اجبار به آنها وابسته شدند. بدین ترتیب موجباتی فراهم آمد تا توجه به محدوده‌های جغرافیایی حوزه‌ای که تعلق به آن مجموعه داشت جلب شود و دفاع از آن از سوی رهبران سیاسی جامعه به مدد گروه جنگاوران به عنوان یک امر مهم تلقی گردد. در این مرحله، نقش ارتباط میان جامعه‌های متشکل و سازمان‌یافته به تدریج از اهمیت بنیادین برخوردار گردید و در نتیجه، پدیده‌ی توجه به رابطه با دیگر سرزمین‌ها بر اساس «هویتی» که می‌رفت تا شکل گیرد مورد توجه قرار گرفت (ورجاوند 1379، 32).
دیپلماسی کلاسیک از شیوه‌های مختلفی مانند رسانه‌های بین‌المللی، مبادلات علمی- فرهنگی بین دانشجویان، محققین، هنرمندان و اندیشمندان، شرکت در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها، ایجاد مراکز فرهنگی، آموزش زبان، راه‌اندازی مسابقه‌های دوستانه و انجمن‌های تجاری استفاده می‌کند. نقش رسانه‌های ارتباط جمعی در افکار عمومی بسیار مستقیم و مؤثر است، در حالی که فعالیت‌های فرهنگی روی طبقه‌ی نخبگان اثر می‌گذارد و این طبقه می‌تواند افکار عمومی را تغییر دهد. به عبارت دیگر می‌توان گفت رسانه‌های ارتباط جمعی به مسائل جاری می‌پردازند و شیوه‌های فرهنگی به دیدگاه‌های درازمدت ملت‌ها و جوامع توجه دارند (گیلبوا 1382، 99).
در پی بسته شدن قرارداد وستفالی (1648م) که مرزهای بین‌المللی را مشخص و استقلال و حاکمیت دولت‌ها را به رسمیت شناخت، اعزام دیپلمات‌ها و روابط دیپلماتیک از گونه تازه در اروپا آغاز شد. ماهیت روابط دیپلماتیک در این زمان یکسره فردی و شخصی بود و اغلب تمایلات شاه و ویژگی‌های شخصی دیپلمات از عوامل تعیین کننده در روابط بودند. دو وظیفه مهم دیپلمات‌ها در این دوره یعنی مذاکره با طرف دیگر و ارسال اطلاعات و اخبار به مرکز، اموری یکسره شخصی بودند و به جز پادشاه و یا دولتمردان برجسته، کمتر کسی بر این روند نظارت داشت. در این دوره که بیش از یک سده به درازا کشید، دیپلمات‌ها به سبب نبودن نظارت مردمی بر دستگاه‌های دولتی، تنها در برابر پادشاه پاسخگو پاسخگو بودند و روند روابط دیپلماتیک از دید مردم جریانی یکسره بسته، مخفی و حتی در بعضی موارد ترسناک بود زیرا با اندک تحرک مشهودی از سوی دیپلمات‌ها، مردم خود را با جنگی بزرگ روبرو می‌دیدند. اقتدار و اختیار تصمیم‌گیری دیپلمات‌ها در این زمان بسیار زیاد بود و به سبب همین ویژگی، در بیشتر زمان‌ها دیپلمات‌ها از میان اشخاصی با قابلیت زیاد و مورد اعتماد بسیار شاهان گزینش می‌شدند و با تشریفات زیادی مورد پذیرش مقامات کشور میزبان قرار می‌گرفتند (بیژنی 1381، 119).
عامل مهمی که در این دوره مردم را از دیپلماسی کشور خود دور نگه می‌داشت، جدایی امور اقتصادی و اجتماعی- یعنی پهنه تحرک عامه مردم- از تحولات سیاسی بود. جوامع اروپایی از نظر اقتصادی کمابیش بسته و از نظر اجتماعی از یکدیگر بی‌اطلاع بودند. سده‌ی هجدهم را دوران طلایی دیپلماسی نامیده‌اند زیرا دور بودن مردمان از صحنه، امکان تحرک و انعطاف بسیار به دیپلمات‌ها می‌داد. در این سده حوزه‌ی نفوذ کشورهای اصلی در قاره‌ی اروپا یعنی فرانسه، انگلستان، پروس، اتریش، اسپانیا، روسیه و عثمانی تثبیت شده بود و این کشورها از نظر قدرت در موازنه‌ی نسبی قرار داشتند. هر پادشاه بر پایه‌ی مصلحت خود و کشورش به اتحادی می‌پیوست یا از آن خارج می‌شد و این تحرک، بازار دیپلماسی را که سرشتی پنهانی داشت، بسیار گرم می‌کرد (بیژنی 1381، 119).
اگرچه این سده از نظر دیپلماسی عصری طلایی و از نظر موازنه قدرت نیز دلخواه بود، ولی به لحاظ تعداد، بیشترین جنگ‌های قاره اروپا نیز در همین دوران رخ داد و از همین زمان بذر بدبینی نسبت به دیپلماسی در افکار عمومی- که خود پدیده‌ای نوتازه بود- به وجود آمد و دیپلماسی مخفی سبب بروز جنگ‌ها قلمداد شد. انقلاب کبیر فرانسه و جنگ‌های ناپلئون نیز که دارای اندیشه‌های انقلابی همچون برابری، آزادی و ناسیونالیزم بودند هرچند به گونه نظری، دیپلماسی سنتی را مورد تردید قرار دادند ولی با وجود طرح آرمان‌های نو از سوی وارثان انقلاب فرانسه، دیپلماسی آنان همچنان دارای ساختار سخت دیپلماسی سنتی اروپایی بود. شکست ناپلئون و شکل‌گیری اتحاد مقدس که بر پایه آن برای نخستین بار کشورهای اروپایی یکدل و هم‌رأی برای ستیز با فرانسه- دشمن مشترک- متحد شدند، از نقاط عطفی بود که در روند دیپلماسی به وجود آمد. اتحاد مقدس در کنگره وین از 18 نوامبر 1814 تا نهم ژوئن 1815 قدرت خود را نشان داد (سروستانی 1389، 21).
در این کنگره گذشته از تصمیماتی که در زمینه خاندان‌های سلطنتی اروپا، وضع فرانسه و مرزهای آن گرفته شد، عرف و سنن دیپلماتیک هم مورد بازبینی قرار گرفت و ترمیم و نوسازی شد. در پی برگزاری این کنگره، در طول سده نوزدهم به جز سال‌های آخر آن که به جنگ جهانی اول انجامید به سبب چیرگی همکاری بر دشمنی میان کشورهای اروپایی، دیپلمات‌ها اعتبار و جلوه ویژه‌ای کسب کردند، فهم و درک عامه از مسائل سیاسی به سرعت رشد کرد و دیپلماسی در همان حال که مخفی بود، تجربه‌ای از آنچه را که سپس دیپلماسی باز نامیده شد پشت سر گذاشت. با تشتت در اتحاد مقدس در پی درگیری‌های روسیه و عثمانی و تضاد منافع دول اروپایی و با دور شدن از کنگره وین دیپلماسی سنتی بار دیگر جایگاه خود را به دست آورد (سروستانی 1389، 21).
کنفرانس صلح لاهه یکی دیگر از تجربیاتی بود که سبب سرعت گرفتن دیپلماسی مخفی به سوی دیپلماسی باز شد. در این کنفرانس که هدف آن پیدا کردن راه‌هایی برای دستیابی به صلحی پایدار در جهان بود، برای نخستین بار گذشته از بیست کشور اروپایی، دو کشور آمریکایی یعنی مکزیک و ایالات متحده و چهار کشور آسیایی یعنی ایران، سیام، چین و ژاپن نیز شرکت داشتند. در کنفرانس دوم لاهه در 1907 قواعد گوناگونی در زمینه مسئله جنگ و حل اختلافات ایجاد شد و از آنجا که حقوق بین‌الملل به گونه بی‌مانندی زیر اثر دو کنفرانس فوق قرار داشت، ضربه دیگری بر یکی از اصول دیپلماسی سنتی یعنی «تنازع بقا» وارد شد. مهم‌ترین دستاورد این کنفرانس‌ها، طرح مسائلی بود که در گذشته در پشت پرده حل می‌شدند و این بار به آسانی در میان جمع شرکت کنندگان به میان آورده شدند (سروستانی 1389، 22-21).
در اوایل این قرن، اندیشمندان و کارشناسان بین دیپلماسی و دیپلماسی نوین تمایز قائل شدند. شیوه‌ی نوین بر اساس این فرضیه عمل می‌کند که تغییرات وسیع جهانی، انقلاب‌های سیاسی و روابط بین‌الملل، جریان دیپلماسی و نیز دیپلماسی عمومی را تغییر داده‌اند. از آنجا که افراد بیشتری گرایش به شرکت در جریان‌های سیاسی پیدا کرده‌اند، بسیاری از جوامع از حکومت‌های استبدادی به حکومت‌های دموکراسی تبدیل شده‌اند. انقلاب به وجود آمده در ارتباطات و فناوری اطلاعات، افزایش میزان تأثیر رسانه‌ها حتی در دورافتاده‌ترین نقاط دنیا و ظهور اینترنت، به جهانی شدن ارتباطات الکترونیکی، افزایش تعداد شبکه‌ها و مخاطبان رسانه‌ها منجر شده است. چنین تغییرات تکان دهنده‌ای، حتی شکل قدرت را در سیاست‌های امروزی عوض کرده است و نه تنها قدرت نظامی و اقتصادی، بلکه جریان کنترل اطلاعات، ارزش‌ها و وجهه یک ملت یا رهبر نیز می‌تواند تعیین کننده‌ی وضعیت یک جامعه از دیدگاه بین‌المللی باشد. ریانان ویکرز تفاوت دیپلماسی با دیپلماسی نوین را مانند تفاوت آشکار بین فعالیت‌های اطلاعاتی داخلی با فعالیت‌های اطلاعاتی بین‌المللی، دیپلماسی سنتی با عمومی و همچنین تفاوت بین دیپلماسی فرهنگی و تجاری با مدیریت خبری می‌داند. ولی از آنجا که چنین تعرییفی، گیج کننده و محدود است می‌تواند NPD را مشتمل بر ارکان زیر دانست: عاملان دولتی و غیردولتی مانند NGOها از NPD پیروی می‌کنند. NPD «قدرت نرم»، ارتباط دوجانبه، دیپلماسی عمومی راهبردی، مدیریت اطلاعات، ایجاد نشان ملی و وجهه الکترونیکی استوار است و بالاخره NPD به درونی کردن سیاست خارجی پرداخته و با مسائل کوتاه‌مدت و بلندمدت سروکار دارد (گیلبوا 1382، 99).

2-2- مفهوم دیپلماسی سنتی
کارشناسان مختلف دیپلماسی سنتی را شیوه به اجرا درآوردن سیاست‌های خارجی یک کشور از طریق برقراری ارتباط سیاسی بین حکومت‌های ملل مختلف تعریف نموده‌اند. برخی از کارشناسان، دیپلماسی را به عنوان نقش مطبوعات و دیگر رسانه‌ها در امور بین‌المللی تعریف نموده‌اند که توسط حکومت و گروه‌های غیرحکومتی برای اثرگذاری بر افکار عمومی، به منظور هدایت و اجرای سیاست خارجی به کار می‌رود. علی‌رغم این که چنین مفهومی از دیپلماسی به درستی بازیگران این عرصه را مشخص می‌نماید، برداشتی بسیار گسترده از این مقوله دارد؛ زیرا اگرچه در دیپلماسی رسانه‌ها، بازیگران غیرحکومتی، بخش خصوصی بر افکار عمومی اثرگذارند، کنترل بازیگران غیرحکومتی در این عرصه به وسیله‌ی حکومت کار بسیار پیچیده‌ای است. بر این اساس، برخی از کارشناسان برای محدود نمودن دامنه‌ی عمل دیپلماسی، آن را به عنوان یک فرآیند دولتی تعریف نموده‌اند؛ برای مثال، هانس تاچ دیپلماسی را به عنوان یک فرآیند حکومتی برای برقراری رابطه با مردم کشورهای خارجی تعریف کرده که دربرگیرنده‌ی تلاش‌هایی است که یک کشور به منظور اثرگذاری بر افکار عمومی برای ایجاد تصویر مثبت از عقاید و ایده‌آال‌ها، نهادها و فرهنگ، اهداف و سیاست‌های ملی خود انجام می‌دهد. چنین برداشتی از مفهوم دیپلماسی را وزارت امور خارجه آمریکا نیز پذیرفته است. این مفهوم دربرگیرنده‌ی تلاش‌هایی است که فراتر از روابط ملی، حکومت‌ها به منظور ایجاد تفاهم، مذاکره، اصلاح و اثرگذاری بر مخاطبان خارجی انجام می‌دهند تا از این طریق مبنایی برای ایجاد اعتماد به سیاست‌ها و منافع ملی طرفین ایجاد شود (ایزدی و ماه پیشانیان 1390، 38-37).
البته نکته‌ی قابل توجه در تعریف مذکور آن است که محدود نمودن بازیگران دیپلماسی به دستگاه حکومتی سبب ایجاد محدودیت برای بازیگران غیرحکومتی این عرصه می‌گردد؛ زیرا فعالیت در زمینه دیپلماسی تنها منحصر به بازیگران حکومتی نیست. بی‌طرفانه‌ترین تعریف دیپلماسی، آن را این‌گونه تعریف می‌کند: «فرآیندی دولتی از برقراری ارتباط با مردمان خارج در راستای ایجاد فهمی از ایده‌ها و آرمان‌ها، نهادها و فرهنگ و نیز اهداف سیاسی و خط‌مشی‌های ملت خود».

2-3- دیپلماسی عمومی
مرکز مورو، دیپلماسی عمومی را تأثیرگذاری بر نگرش‌های عمومی برای شکل‌دهی و اجرای سیاست‌های خارجی و شامل ابعادی از روابط بین‌المللی می‌داند که فراتر از دیپلماسی سنتی عمل می‌کند و عواملی نظیر شکل‌دهی به افکار عمومی در سایر کشورها، تعامل میان منافع گروه‌های خصوصی یک کشور با منافع گروه‌های خصوصی در کشوری دیگر، برقراری ارتباط بین ارتباطات‌گران نظیر دیپلمات‌ها و فرستادگان به خارج و سرانجام، فرآیندهای ارتباطات میان فرهنگی از جمله عناصر این دیپلماسی هستند (آشنا 1383، 240). با بررسی دیدگاه‌های صاحب‌نظران آمریکایی در مورد دیپلماسی می‌توان گفت: دیپلماسی عمومی از منظر ابداع‌کنندگان آمریکایی آن، برنامه‌های طراحی شده توسط یک دولت به منظور اطلاع‌رسانی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی در یک کشور دیگر تعریف شده است. مقایسه‌ی مؤلفه‌های اساسی این نوع دیپلماسی با دیپلماسی رسمی و سنتی بیانگر تفاوت‌ها در سه محور اساسی است:
یک. دیپلماسی عمومی آشکار و علنی است در حالی که دیپلماسی رسمی و سنتی، پنهان و غیرعلنی است؛
دو. مخاطبان دیپلماسی عمومی، گروه‌های هدف خاص و یا عموم مردم جامجعه در دل یک ملت دیگرند، در حالی که در دیپلماسی رسمی، مخاطبان دولت‌ها هستند؛
سه. موضوعات دیپلماسی عمومی به رفتار و تمایلات عموم مردم در دیگر کشورها مربوط می‌شود در حالی که دیپلماسی سنتی با رفتار و سیاست‌های دولت‌ها سروکار دارد (اشتریان و جعفری هفتخوانی 1386، 117).
چالرز کیگلی دیپلماسی عمومی را معادلی مؤدبانه‌تر برای واژه تبلیغات و به معنای گسترش نظام‌مند اطلاعات به منظور تأثیرگذاری بر افکار عمومی تعریف می‌کند. دلانی دیپلماسی عمومی را از دیدگاه روابط عمومی بین‌المللی روش تأثیرگذاری مستقیم یا غیرمستقیم دولت، افراد و گروه‌های خصوصی بر نگرش‌ها و افکار عمومی مؤثر بر تصمیم‌سازی در سیاست خارجی کشور دیگر تعریف کرده است (آشنا 1383، 241-240).
مایکل مک‌کللن، مشاور دیپلماسی عمومی در وزارت خارجه آمریکا، بر این باور است که «دیپلماسی عمومی برای اولین بار در سال 1997 پس از ادغام آژانس اطلاعات ایالات متحده در وزارت خارجه آمریکا به منظور ارائه تعریفی جدید از دیپلماسی سنتی و در بستر آن پدید آمده است». گرچه پژوهش‌ها نشان می‌دهند این عبارت را برای نخستین بار ادموند گولیون، رئیس دانشکده‌ی حقوق و دیپلماسی فلچر دانشگاه تافتز، 23 سال پیشتر، یعنی در سال 1965، همزمان با افتتاح مرکز ادوارد مورو برای دیپلماسی عمومی به کار برده است (آشنا و جعفری هفتخوانی 1386، 182). اما این سابقه‌ی رسمی از تعریف دیپلماسی نوین نیز نشانگر آغاز به کارگیری آن نیست؛ زیرا گروهی از کارشناسان بر این باورند که حتی پیش از زمانی که انورسادات، والری ژیسکار دستن، هلموت اشمیت، رائول آلفونسین، مارگارت تاچر و بسیاری از رهبران ملی دیگر، در قالب برنامه‌های تبادل آموزشی دولت آمریکا از آن کشور بازدید کنند، دیپلماسی عمومی در آمریکا برپا بود. حتی زمانی که فضانوردان آمریکایی روی کره‌ی ماه پیاده شدند، این مجرای دیپلماسی عمومی بود که از طریق صدای آمریکا- سرویس رادیویی آژانس اطلاعات ایالات متحده- سخنان نیل آرمسترانگ را به میلیون‌ها نفر روی زمین رساند (آشنا و جعفری هفتخوانی 1386، 183-182).

2-4- دیپلماسی نوین و ویژگی‌های آن
در عصر حاضر دولت‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند که دیپلماسی را به جای دیپلمات‌ها، توسط سیاستمداران اعمال نمایند. پیشرفت‌های محیرالعقولی که در اطلاع‌رسانی‌ها و رفت و آمدها به وجود آمده، باعث گردیده است که مسافرت‌های رؤسای کشورها و وزرای امور خارجه به کشورهای دیگر افزایش یابد. از این‌رو غالب مذاکرات دیپلماتیک توسط آنها به عمل می‌آید و در اثر چنین روشی زمان تصمیم‌گیری به صورت قابل توجهی به حداقل رسیده و از طرفی بین سران و سیاست‌گزاران عالی زمینه‌های ایجاد روابط خصوصی و غیررسمی فراهم گردیده است. با این حال روش مدیریت دیپلماسی توسط سیاستمداران هرچند افزایش یافته است، باز نقش دیپلمات‌های واقعی در فراهم ساختن روابط دیپلماتیک و یا عادی‌سازی روابط سیاسی مابین دول، تأمین تماس‌ها و ملاقات‌ها و تعدیل کنش‌ها و اختلافات به هیچ وجه نمی‌تواند انکار شود. تبلیغات و افکار عمومی دو عامل مؤثر در امر دیپلماسی به شمار می‌روند.
امروزه هدف غایی اکثر کنفرانس‌ها و مذاکرات بین‌المللی غالباً جنبه‌ی تبلیغاتی داشته، بیشتر از تعقیب زمینه‌های توافق و تفاهم به دنبال تأثیرگذاری در افکار عمومی بین‌المللی می‌باشند. در این کنفرانس‌ها و کنگره‌های چندجانبه که اغلب تحت تأثیر افکار عمومی بین‌المللی تشکیل می‌گردند، طرفین قبل از هر چیزی مبادرت به تبلیغ نظریات خود نموده، شدیداً و بی‌رحمانه همدیگر را متهم می‌کنند و از این‌رو مذاکرات در عرض مدت کمی تبدیل به یک جنگ تبلیغاتی می‌گردد (مجتهدی 1385، 117-116).
در حال حاضر رابطه‌ی تنگاتنگی بین دیپلماسی و مطبوعات و سایر رسانه‌های جمعی به وجود آمده است. امروزه اخبار رسانه‌ها نسبت به اطلاعات تحصیلی نمایندگان سیاسی مقیم در کشورها دارای تنوع بیشتری است و می‌تواند منشأ اثر زیادی هم باشد. تردیدی نیست که اطلاعات ارسالی مخبرین رسانه‌ها که در شهرها و پایتخت‌ها اقامه دارند، به لحاظ چند بعدی بودن آنها، در تکوین و جهت‌گیری سیاست دولت‌ها بیشتر از گزارش ارسالی دیپلمات‌ها می‌توانند تأثیرگذار باشند (مجتهدی 1385، 117).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید